مبارزين ايران

  

دوشنبه ، 19 بهمن ماه 1388 برابر با 2010-02-08    

  

 

کسانيکه از سر ناآشنايی به جامعه شناسی و تاريخ همه چيز را ويران کردند، هنوز هم نمی خواهند که مردم بدانند ، محمدرضا شاه ، پادشاه عصرپاترناليسم ( پدرسالاری ) بود نه دوران دموکراسی. شخصيت و حاصل کار اورا در قالب يک پدر بايد بداوری نشست. با اين نگاه علمی و جامعه شناختی است که محمد رضا شاه را ميتوان بهترين و مهربان ترين شخصيت تاريخ معاصر و ایران پدری دلسوز دانست. او پدرخوب و مسئولی بود که همه ی چيز های خوب دنيا را برای فرزندانش مي خواست . ن 

اینجا کلیک کنید

 

ملتی که قدر نشناخت و به جای سپاس و قدر دانی از پدری دلسوز که

با  اصلاحات ارضی و الغای رژیم ارباب و رعیتی
ملی کردن جنگل‌ها و مراتع
-  تبدیل کردن کارخانه‌های دولتی به شرکنهای سهامی و فروش سهام آن جهت تضمین اصلاحات ارضی
سهیم کردن کارگران در سود کارخانه‌ها
-  تجدید نظر اساسی در قانون انتخابات به منظور دادن
حق رأی به بانوان و حقوق برابر سیاسی با مردان
-  ایجاد
سپاه دانش به منظور ِ مبارزه با بیسوادی

پس از این دوران و شروعِ رشد ِ اقتصادی ، اصول ِ دیگری به این اصول افزوده گردید :

-   ایجاد سپاه بهداشت
-   ایجاد
سپاه ترویج و آبادانی
-   ایجاد خانه‌های انصاف و شوراهای داوری
-   
ملی کردن آبهای کشور
-  نوسازی شهرها و روستاها با کمک سپاه ترویج وآابادانی
انقلاب اداری و آموزشی
-  فروش سهام ِ کارخانه ها به کارگران

-  شرکتهای تعاونی برای مبارزه با گران فروشی و دفاع از منافع مصرف کنندگان
-  
آموزش رایگان و اجباری در هشت سال اول تحصیل
-  
تغذیه رایگان برای کودکان خردسال در مدرسه‌ها و تغذیه رایکان شیرخوارگان تا دو سالگی با مادران
-  بیمه‌های اجتماعی برای همه ایرانیان
-  پیشگیری از افزایش بهای مسکن
-  مبارزه با فساد و رشوه خواری

میرفت تا بهترینها را برای ایران و ایرانی فراهم آورد ، به تحریک فئودالها و تاریک اندیشان به اصطلاح روشنفکری که دشمنان پیشرفت و ترقی ملک و ملت و در خدمت ارتجاع سرخ و سیاه بودند ، و پیشرفت اجتماعی ایران آنان را هراسان می ساخت!

چرا که  دشمن لازمهء موجودیت ِ خود را در تبعیض می دید و نمیخواست بانوان ِ ایرانی آزاد گردند .

دشمن لازمهء موجودیت ِ خود را در جهل و بیسوادیِ مردم می دید و نمیخواست تا سپاه ِ دانش، پردهء جهل و بیسوادی را کنار زند .

دشمن لازمهء موجودیت ِ خود را در کوخ نشینی می دید و نمیخواست تا سپاهِ ترویج و آبادانی، به نوسازیِ روستاها اقدام ورزد .

دشمن لازمهء موجودیت ِ خود را در وجود ِ جامعه ای بیمار می دید که برای شفای خود به زیارت و زیارتخوان روند و نمیخواست تا سپاه ِ بهداشت، گام در سلامت ِ روستاییان بردارد .

دشمن لازمهء موجودیت ِ خود را در جامعه ای فئودال می دید و نمیخواست ارباب و رعیتی ملغا شود .

دشمن لازمهء موجودیت ِ خود را در فقر ِ جامعه میدید و نمیخواست تحصیلات و تغذیهء رایگان انجام شود .

دشمن لازمهء موجودیت ِ خود را در جامعه ای ضعیف می دید ، نهایتاً با فریب و حمایت سیاستهای ذوب شده در منافع اقتصادی خارجی ، به ناسپاسی روی کرد ، و  نتیجه اش مصیبتی شد که خود و نسل جوان دیروز و امروز وطن به آن مبتلایند!

 

شهنشاها - خواننده ، حمیرا

  بهمن 22بهمن روز عزای ملی را به روز جهنم برای رژیم ملایان تبدیل کنیم

  ا(پیکار تا رهایی)ن  

 
 گفتنيها کم نیست من و تو کم گفتيم!ن

اینجا کلیک کنید

 

 

26 دیماه شاه رفت

و ایران ویران شد!

سخنان شاهزاده رضا پهلوی در باره وضعیت ایران 

مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون اندیشه - 1           مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون پارس - 1

  مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون اندیشه - 2          مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون پارس -2

 مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون اندیشه - 3           مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون پارس -3

مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون اندیشه - 4           مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون پارس -4

 مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون اندیشه - 5           مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون پارس -5

مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون اندیشه - 6           مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون پارس -6

                                                                مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با تلویزیون اندیشه -7

  

سخنی با رفسنجانی، خاتمی، کروبی و موسوی

 احمد پناهنده

 

هشدار شاهزاده رضا پهلوی به دانشجویان و آزادیخواهان

 

 

////////////////////////////////////-------------------------/                       

 روی عکسها کلیک کنید

دیگر پیوندها - کلیک کنید

 

//////////

پرچم - شیفته/              ///////////توهُّم رنگها - شمیم

 

برای دریافت پرچم سه رنگ شیروخورشید نشان به صفحه 

تماس با ما بروید و نام و نشانی و تعداد پرچم درخواستی

خود را اعلام نمایید تا برایتان ارسال شود.ن

 

 

نامۀ سرگشاده شاهزاده رضا پهلوی به دبير کل سازمان ملل متحد

  

انشایی بی مایه بنام بیانیه

  احمد پناهنده

 

 

 Ashoura 1388 عاشورای

 

 

 

 
 

 پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت درگذشت یکی از بانیان مخوف ترین حکومت های تاریخ بشری در ایران

  آذر 21 آذر

گفتگوی پروفسور بانو مهرا ملکی با صدای آمريکا در باره 21 آذر وبرخی پرسش ها دسامبر 12 - 2009

   عدم امضاء سند جدایی آذربایجان و تصمیم فاطع در باز پس گیری این قسمت از خاک وطن و جلوگیری از تجزیه ایران از سوی شاه را ، وطن فروشان و خائنین به میهن دیکتاتوری شاه می نامیدند - مبارزین ایران

 

این است ، صدای ملت 

  

 فریدون ، فریدون زمانه - کوروش رضا پهلوی

  
 
 

گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی و مهرداد پارسا

 

 پیام شاهزاده رضا پهلوی

در مورد همایش آزادیخواهانۀ دانشجویان در ۱۶ آذر
 
 
 

 ***

 

 

پیام شاهزاده رضا پهلوی

به مناسبت روز آزاد سازی آذربایجان و تعیین تکلیف با سپاه پاسداران

***

بيانيۀ شاهزاده رضا پهلوی در مورد ناديده گرفتن حقوق انسانی اقوام ايرانی

 

 

 

پيام شاھزاده رضا پھلوی به مناسبت روز کوروش بزرگ

 ***

 

 

میزی که خالی مانده از تو - هیلا صدیقی

 
 

 ایمیل رسیده ازهمرزم شهریار فتحی 

مورد توجه آقای دکتر  اسماعیل نوری اعلا ، در مورد تحریف واژه و تجزیه تحلیل برمبنای آرزوی دیرینه

 قلبی و نظرشخصی که شوربختانه در وبسایت خود یکه تازی مینمایند و جوانان را بصورتی به بیراهه میکشانند وظیفه هر مدعی مبارز و آزادیخواه این است که حقایق را هر آنچه هست به نظر دیگران برساند ، نه اینکه بدلیل مسائل شخصی و کینه ورزی " پهلوی ستیزی " هر آنچه در افکار خود پرورش میدهد را به دیگران منتقل کند ، با پوزش از اینکه ایشان بارها بدلیل دارا بودن کارنامه ای نه چندان درخشان با نظام پرافتخار پادشاهی سر ستیز و دشمنی دارند ولی بنا بدلائلی برای کوروش کبیر قلم میزنند و نگهبان میراث تاریخی شاه شاهان خودرا معرفی میکنند ، هنوز برای من مشخص نیست که آیا دلیل حمایت جناب نوری اعلا  بخاطر این است که کوروش بزرگ ریاست جمهوری ایران را عهده دار بوده است یا در حقیقت شاه شاهان بوده است ؟ 

پاینده ایران

شهریار فتحی  

 
 

 

شماره های ثبتِ 94628054 و 77609397

شماره : 40 /  تاريخ 25/08/2568

طبقه بندی : ----------  موضوع  : پاسخی به مغرضان 

بنام ايرانِ شاهنشاهی

راستی- پشتکار- پيروزی

بازیِ با واژه ها و تحريف و يا تفسيرِ نادرست و مغرضانه، يکی از روشهای بدور از اخلاقِ سياسی بوده که توسطِ منتقدينِ مغرض موردِ استفاده قرار ميگيرند . 

هدف از اين اشاره، پاسخ به اشخاصي همچون دکتر نوری اعلا ميباشد، که در ارتباط با هر بيانيه و يا گفتاری از سوی شهريارِ ايران، قبل از درکِ منظور و مفهوم، سعی در تحليلهای نادرست برای فريبِ افکارِ عمومی ميکنند و حتی با گذشتِ زمان، با تکرارِ دروغهای پر از دشمنی برای مردم فريبی، در دامِ خود فريبی نيز افتاده و روزبروز در  خطا انديشی و گمراهی غوطه ور تر ميشوند . 

يکی از مثالهای موردِ نظر، اشارهء اين شخص به مصاحبهء شهريارِ ايران با روزنامهء " گاردين " ميباشد، که بدونِ هيچ توجهی به موقعيتِ ايشان و يا ديگر فرمايشات و رهنمودهای سی سالهء ايشان، از متنِ اين مصاحبه، فقط به برداشتِ مغرضانه و شخصیِ خود بسنده نموده  است. 

جهتِ توضيحِ بيشتر، پرسشِ مصاحبه کننده و پاسخِ شهريارِ ايران را، در زير به آگاهيتان ميرسانيم و قسمتی را که به رنگِ قرمز ميباشد، جمله ايست که اين شخص ( دکتر نوری اعلا ) از متنِ پاسخِ شهريارِ ايران ، تحريف و آنرا پيراهنِ عثمان نموده است . 

" من نميتوانم ساکت بنشينم و هيچی نگويم، من تختِ پادشاهی نميخواهم " .

پرسش : «آيا آماده هستيد كه بر تخت شاهي بنشينيد؟»

 

    

 

 

پاسخِ شهريارِ ايران : «من هرگز به فكر اينكه چه رلي در آينده داشته باشم نبوده ام و امروز فقط يك ماموريت ويژه برای خود قائلم: من داوطلب شده ام همميهنانم را تا جائي همراهی كنم كه بتوانند آزادانه به پاي صندوق هاي رأي بروند و خودشان دربارهء نوع حكومت شان تصميم بگيرند .آن روز براي من پايان خط است. پس از آن روز اگر مي خواهند كه من هم نقشي داشته باشم بمن می گويند و اگر هم مرا نخواستند همانگونه خواهد شد».

 

همانگونه که در پاسخِ بسيار شفافِ شهريارِ ايران، مشاهده ميفرماييد، ايشان در پاسخ به اينکه " آيا آماده هستيد که بر تختِ پادشاهی بنشينيد ؟" ، نفرموده اند که من نميتوانم ساکت بنشينم و هيچی نگويم و من تختِ پادشاهی نميخواهم، بلکه با صراحتِ کامل فرموده اند که : مأموريتِ امروزِ من، برای نقشِ خود ( پست و مقام ) در آينده نيست، بلکه همراهیِ مردم در مبارزاتشان برای رسيدنِ به آزادی ميباشد و در آنروز در هر نقشی که مردم بخواهند، آمادهء خدمتگزاری هستم .

شهريارِ ايران، بارها و بارها در پيامهای گوناگونِ خود به اين نکته اشاره فرموده اند که امروز اولويتِ اول ، ميهن و آزادیِ آنست و پس از آنست که ملت نوعِ نظام را در يک رفراندومِ آزاد انتخاب خواهد نمود .

بارها نيز، اين باورِ خود را به گونه های متفاوت توضيح داده اند که از آن جمله، سعی در ايجادِ اتحاد ، رعايتِ اولويتها، احترام به خواستهء ملت در رفراندومِ پس از سرنگونی ، پيشگيری از نفاقهای سياسی و  پيشنهاد به مبارزه ای مشترک ميباشند . 

شگفت زده ايم، که اگر از چنين پاسخِ عاشقانه و ميهن پرستانه اينگونه مغرضانه انتقاد ميکنند، وای که اگر شهريارِ ايران ميفرمودند که هدفشان استقرارِ پادشاهی و رسيدنِ به تاج و تخت است، با ايشان و پيروانش چه ميکردند .   

حال، پس از اين توضيحِ مختصر برای مغرضان، ما پيروانِ نظامِ پادشاهی نيز پرسشی از آنان داريم و در انتظار پاسخی معقول :

آيا در ميانِ رهبرانِ جمهوريخواه، از انواعِ مختلفش، " دموکرات، سوسياليستی، مذهبي ( مجاهدين )، حتی يکنفر وجود دارد که دارای وجدانِ ملی بوده و ورای باورهای سياسی، بگويد : امروز اولويتِ اول آزادیِ ميهن است و انتخابِ نوعِ نظام را به خواستِ مردم در رفراندومی آزاد، پس از سرنگونی موکول ميکند ؟ 

" جنبش سیاسی اجتماعی پیروان نظام مشروطه به پادشاهی رضا شاه دوم "

 پاینده ایران ، جاوید شاه و آئین پرافتخار پادشاهی

 
 

             fax : +1.818.4747474  ,         followersofthe_princeRP@yahoo.com 

www.rppiran.org

 

  

 

 

پاسخ به چند پرسش

نوشته های این قلم در باره ی " جمهوری ایرانی " و بیگانه تلقی کردن اسلام و دشمنی تاریخی اش با ایران و ایرانی سبب شد که ایمیل هایی چندی دریافت کند که چرا می گوید " جمهوری ایرانی " همان نظام پادشاهی است و یا چرا  اسلام را بیگانه می پندارد؟

بعضی هم در کنار پرسش های بالا سئوال کردند که چرا اینقدر روی پادشاهی تکیه می کنم، در حالی که مردم ایران در انقلاب 57 از پادشاهی عبور کردند و جمهوری اسلامی را برگزیدند؟

در این نوشته سعی می کنم با دلایلی که حکایت از تاریخ ما می کند، در چهارچوب ایران گرایی به پرسش های طرح شده پاسخ بگویم.

البته کسانی که غرض و مرض نداشتند و ندارند با خواندن نوشته هایم پاسخ خودشان را دریافت کردند و می کنند. چون این قلم به صراحت و با زبان همه کس فهم ادله ی کافی برای نظراتش آورده است.

اما چون بسیارانی از این کسان بسان پدران ایدئولوژیک شان دوست ندارند بدانند و یا بفهمند، هر بار چنین پرسش ها را به شکلی دیگر به عنوان پز ِ روشنفکری مطرح می کنند. چرا که مایل نیستند از قالب و یا پوسته ی بیگانه پرستی خودشان خارج شوند و هر بار برای دلجویی از بیگانه پرستان و نگاه بیگانه ی خود نسبت به ایران و تاریخ و فرهنگ ایران به تئوریهایی متوسل می شوند که هر چه بیشتر مهر بیگانه پرستی را بر پیشانی شان برجسته تر نمایان می کند.

حال با این مقدمه می پردازم به پاسخ پرسش ها.

پرسش عمده ی این کسان بیشتر با ادبیات گوناگون حول این محور چرخ می زند که چرا می گویم " جمهوری ایرانی " همان نظام پادشاهی است؟

 و یا هموطنی از طیف نه ملی البته مذهبی پرسش کرده اند:

 " نظام پادشاهي چه سنخيتي با نظام رأي گيري (دموكراسي) دارد؟"

پاسخ این دو پرسش در نوشته ی این قلم تحت عنوان " استقلال آزادی نظام پادشاهی " آمده است. در اینجا یکبار دیگر آن را با اندکی بیشتر توضیح می دهم.

هدف ِ از شعار " جمهوری ایرانی " در آغاز ِ این حرکت شکوهمند ملت ایران چیست؟

هدف این شعار این است که گام به گام، ملت ایران را در تمامیت ِ تاریخی، فرهنگی و تمدنی اش با آوردن نام ایران بر کاکل هر ارزش و شعاری به خویشتن ِ خویش ِ ایرانی فرا بخوانند که سالها توسط این نا ایرانیان ِ به ظاهر ایرانی ِ حاکم و ضد مجد و فر ایران، در جان و دل آنها کمرنگ و یا بی رنگ شده بود. 

این شعار در کنار این فراخوانی ِ ایرانیان به خویشتن ِ ایرانی ِ خویش چند هدف دیگر را همزمان با برتر شمردن ایران بر فراز هر ارزشی، دنبال می کند.

به عنوام مثال این شعار قبل از همه تمامیت ِ حکومت اسلامی را هدف قرار می دهد که بر پا دارندگان آن همیشه و همواره بدون پرده پوشی اسلام را ارزشی برتر از ایران می شمردند و می شمارند.

و بارها و بدون پروا گفتند و نوشتند که اگر قرار باشد در یک تندپیچ ِ تصمیم گیری، بین اسلام و ایران یکی را انتخاب کنند، آنها اسلام را بر ایران ترجیح می دهند.

و چنین بود که موسوی بعد از فرا گیر شدن ِ شعار " جمهوری ایرانی " به میدان آمد و دوباره در کنار اسلام ِ عزیز خیمه زد و ایران را فدا کرد.

معنی شعار " جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر " ِ موسوی در واقع اعلام جنگ به همه ی آنهایی است که ایران را برترین ارزش می شمارند.

و همگان دیدیم که این جنگ سی و یک سال است بدون کوچکترین درنگی علیه تاریخ، تمدن و فرهنگ ایرانی جریان دارد و خمینی در جنگ با عراق اظهار لحیه کرده بود که تا خشت آخر ِ ایران، برای دفاع از اسلام نه ایران با عراق می جنگد.

معنی اش این است که در یک سرفصل تعیین کننده، آنها تمامیت ِ ایران را به پای اسلام حراج می گذارند.

در این تندپیچ ِ تاریخی است که مردم ایران به فراست شعار " جمهوری ایرانی " را طنین انداز کردند تا به حاکمان حکومت اسلامی بفهمانند که برای ما برترین ارزش فقط ایران است و دیگر ارزشها در زیر مجموعه ی ایران و با نام ایران ارزش یابی میشوند.

پس مردم ایران با شعار " جمهوری ایرانی " تکلیف خودشان را با حکومت اسلامی و اسلام روشن کرده اند.

 آیا " شعار جمهوری ایرانی " فقط حکومت اسلامی را هدف خود قرار می دهد؟

جواب منفی است. زیرا این شعار به همان میزانی که حاکمان ِ حکومت اسلامی را می آزارد و مرگ و نیستی را بالای سرشان به پرواز در آورده است، تجزه طلبان ریز و درشت را پریشان خاطر کرده است.

زیرا این جماعت ِ ریز و درشت از هم اکنون خواب های جدا کردن گوشه هایی از ایران را می بینند و با شنیدن نام ایران و ملت ایران کهیر می زنند.

بنابراینِ شعار ِ " جمهوری ایرانی " علاوه بر تمامیت حکومت اسلامی، تجزیه طلبان را هم هدف خود قرار داده است که نام ایران و ملت ایران را خاری در چشم می بینند.

زیرا باور ندارند که ایران " یک کشور و یک ملت " است.

از طرف دیگر شعار ِ " جمهوری ایرانی " برای نیروهای چپ ِ جهان وطنی چه از نوع کمونیستی و چه از نوع اسلامی اش خوشایند نیست و از هم اکنون تمامی ِ جمهوری های دلخواهشان را تحت نام جمهوری دموکراتیک خلق، جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی، جمهوری دموکراتیک به ظاهر ملی و جمهوری دموکراتیک اسلامی را هدف قرار داده است و نام ایران را در تمامیت ِ ارضی و آبی اش و فرهنگ و تمدن ِ ایرانی و تاریخ پادشاهی گره زده است.

و کیست که نداند نام ایران همواره با نام پادشاهی از همان آغاز تاریخ ِ ایران همراه بوده است. به عبارت دیگر جدا کردن این دو از محالات است. زیر فر پادشاهی و یا شهریاری ِ ایرانی یکی از ارکان سه گانه ی تمدن ِ ایرانشهری و نگهدارنده و نگهبان ایران در تمامیتش بوده است و خواهد بود.

و " جمهوری ایرانی " چون " مشروطه ی ایرانی " از آفریده های ملت ایران است و هیچ ربطی به جمهوری های موجود در جهان ندارد.

با این شعار ملت ایران در واقع مرحله ی آغازین ِ رسیدن به شعار ِ نظام پادشاهی را با موفقیت انجام داده اند که در گامهای بعدی و پخته و همه گیر شدن جنبش، جایش را به شعار " استقلال آزادی نظام ِ پادشاهی " می دهد.

به میدان آمدن شعار ِ " استقلال آزادی نظام ِ پادشاهی " پایان حکومت اسلامی را رقم می زند و ملت ایران دوباره به خویشتن ِ خویش ِ ایرانی و پادشاهی گره می خورند.

زیرا ملت ایران در این سی و یکسال حکومت اسلامی به این باور رسیده اند که دور شدن از هریک از ارکان سه گانه ی فلسفه ی تمدن ِ ایرانشهری آنان را نه اینکه بی هویت می کند بلکه خود و خاکشان را به اسارت می برد.

همان کاری که در آغاز ِ تازش ِ تازیان با کشور کهنسال مصر، سوریه، مراکش و کشورهایی از این دست شده است.

اما نیاکانمان با همه ی توان و جان در زیر برق ِ شمشیر و دشنه و درفش و خیانت سلمان فارسی ها در برابر بیگانه مقاومت کردند و همین ایران را با زبان و تاریخ و فرهنگش به ما سپردند.

 البته در این جانفشانی باید جایگاه ِ پادشاهان پهلوی را بر کاکل ِ ایران ِ پادشاهی، در کنار کورش کبیر و داریوش بزرگ منظور کرد و خدمات ایرانسازشان را به نیکی ارج گذاشت و از این طریق یک تو دهنی محکم به آن ناکسانی که امروز پشت کورش کبیر مخفی می شوند و شاهان پهلوی را دشمن می دارند، زد که بهتر است این دکان ریایی را برای کسب اعتبار کاذب استفاده نکنند و دروازه اش را گِل بگیرند.

 و امروز به کوری چشمان ِ آن ناکسان به صراحت می توان گفت که اگر رضا شاه و سپس محمد رضا شاه نبودند، ما همین ایران را هم نداشتیم و در بهترین شکلش امروز در ردیف کشور افغانستان بودیم.

صحت این ادعایم، ایران امروزی است که در فقدان ِ نظام پادشاهی و پادشاهان پهلوی چند دهه از قافله ی پیشرفت در همه سویش عقب افتادیم و باید با کشورهای عقب افتاده و حکومت های غیر انسانی چون ونزوئلا، کوبا، کره ی شمالی، سوریه رابطه داشته باشیم و دروازه های جهان ِ متمدن بر روی ما بسته باشد. چون اسلام داریم.

و مطمئن باشیم تا پادشاهی به ایران بر نگردد وضع ایران از همین امروزی که در آن بسر می بریم، بدتر خواهد شد. زیرا در فقدان نظام پادشاهی، ایران و ایرانی هر چه بیشتر از هویت خود تهی می گردند و سپس از خود بیگانه و بیگانه تر می شوند.

در پاسخ به این پرسش که " نظام پادشاهي چه سنخيتي با نظام رأي گيري (دموكراسي) دارد؟"

می گویم:

نظام پادشاهی در ذات خود از مشروطیت به این سو، هم جمهوری است و هم پادشاهی.

جمهوری است زیرا نمایندگان مجلس از طرف مردم انتخاب می شوند و حزبی که بیشترین رای های داده شده را کسب کرده باشد، از طرف پادشاه مامور تشکیل کابینه میشود و مسئولیت اجرایی کشور را در تمامیتش به عهده می گیرد.

پادشاهی است زیرا ایران از آغاز به دلیل ِ وجود اقوام مختلف با فرهنگها و حتی زبانهای گوناگون، با نظام پادشاهی اداره می شده است.

و پادشاه همواره به عنوان نماد ِ صلح بین اقوام و چشم ِ قانون اساسی و چهارچوب ِ ارضی و آبی و سمبل اتحاد بین آحاد مردم بوده است و از مشروطیت به این سو از مسئولیت سیاسی کشور مبرا است.

بگذریم که پرسش کننده هنوز هم نفهمیده است که در هر جوامعی نمی شود سیستم رای گیری را اجرا کرد. نمونه اش در همین حکومت اسلامی و یا حکومت هایی از این دست است که این رای گیری بیشتر برای بزک کردن چهره ی این حکومت ها در انظار جهانی انجام می شود و گرنه چنین رای گیریها از هر گونه عنصر دموکراسی و دموکراسی خواهی تهی است.

زیرا نه انتخاب شونده و نه انتخاب کننده از کوچکترین حقوق اولیه مبنی بر آزادی انتخاب برخوردار نیستند.

شرط و مبنای اصلی یک جامعه ای که بشود در آن رای گیری را به شکل درست اجرا کرد، زیر ساخت تمدنی و پایه های حافظ دموکراسی است. کاری که رضا شاه بزرگ آغاز کرده بود و فرزند برومندش با همه ی توانش ادامه داد تا این بستر رای گیری را آماده کنند. اما همین پرسش کنندگان امروزی و یا پدران ایدئولوژیکشان به تنها مقوله ای که اعتقاد نداشتند، همین زیر ساخت اجتماعی و فرهنگ سازی و سپس رای گیری بود.

زیرا دموکراسی را زائیده ی جوامع سرمایه داری می دانستند و در مقابل به دیکتاتوری پرولتاریا و یا قوانین بی چون چرای قرآن معتقد بودند.

چرا پادشاهی؟

پرسش دیگر این کسان این است که چرا روی نظام پادشاهی اصرار می ورزم؟

همانگونه که در نوشته های این قلم به فراوانی آمده است ایران از آغاز تاریخش تا بهمن سال 57 با همه ی کاستی ها در کنار ِ شکوهمندی ِ بی نظیرش با نظام پادشاهی اداره می شده است و از زمانی که تازیان به ایران تاختند و دو ستون نگهدارنده ی تمدن ِ ایرانشهری یعنی دین ایرانی ِ زرتشت و پایه ی پادشاهی یا شهریاری ایرانی را با خیانت سلمان پارسی های وطنی ویران کردند، نیاکانمان با همه ی توانشان در زیر برق شمشیر و گردن زدنهای ِ وحشیانه ی ددان ِ آدمخوار ِ تازی توانستند یکی از این پایه های ویران شده را بر فرق تازیان بنشاند و حتی بسیارانی از این آدمخواران را با سنت پادشاهی آشنا کنند که امروز ما در گوشه و کنار کشور ایران می بینیم که با نظام پادشاهی اداره می شوند.

به عبارت دیگر آمده بودند ایران را چون مصر و سوریه و مراکش و کشورهایی از این دست، در خلافت اسلامی مستحیل کنند اما درخشش ِ الماس ِ فرهنگ و تمدن ِ ایران و ایرانی آنها را در نظام پادشاهی حل کرد و خلافت آنها را به جای سزاوارش در تاریکخانه ی تاریخ ِ زمان پرتاب کرد.

بر آمدن ِ اسلامیون و آخوندهای اسلامی در بهمن سال 57 در اثر غفلت ِ نسل ِ قبل و خیانت گروه های چپ وطنی در همه رنگش و " ملیون " ِ مصدقی یک بار دیگر ستون نگهدارنده ی ایران و ایرانی را ویران کرد و از پس این ویرانی، ایران را به لبه ی پرتگاه سقوط کشاندند و ایرانی را در همه ی عرصه خوار و بد نام کردند.

امروز بعد از سی و یکسال ویرانی ِ ایران و خوار و شکنجه و زندان و اعدام و سرکوب کردن ابتدایی ترین حقوق ِ انسانی ملت ایران، ایرانیان را وجدان خفته بیدار کرد و عنصر ناسیونالیست را در آنها به تکاپو وا داشت و می روند در این بیداری ِ وجدان و شکوفایی عنصر ناسیونالیست، آلودگی بیگانگان در همه رنگش را از چهره و رخسار ایران ِ اهورایی پاک گردانند و چنین بود که دیروز و امروز به فراست شعار " جمهوری ایرانی " ، " نژاد ما آریا ست دین از حکومت جداست " و جانم فدای ایران را سر دادند و می دهند تا در فردای نزدیک شعار " استقلال آزادی نظام پادشاهی " را در جای جای وطن عزیزمان ایران همه گیر کنند و ترانه بخوانند.

زیرا ملت ایران در این سی و یک سال حکومت ِ بیگانگان از خوابی که به چشمانشان آورده بودند، بیدار شدند که تنها راه رهایی و بازگشت به مجد و شکوه ایران و ایرانی، بازگشت به نظام پادشاهی است.

به همین دلیل است که این کسان و ناکسان از حکومت اسلامی گرفته تا چپ های جهان وطنی و " ملیون " مصدقی ِ همدست با حکومت اسلامی از شنیدن نام ایران و نظام پادشاهی کهیر می زنند و بعضن سکته می کنند.

به همین دلیل است که این قلم بر نظام پادشاهی اصرار می ورزد تا این ناکسان تاریخ و ضد ایران و ایرانی هر چه زودتر و بیشتر سکته کنند و شمارشان کم گردد.

دین ایرانی ِ زرتشت هم با همه ی سرکوب ِ ویرانگر ِ اسلام توانست در دلهای پدران ما آتش ِ خرد ایرانی را روشن نگه دارد و امروز بی گفتگو این دین ایرانی در دل یکا یک ما آتش سده و آتش آذرگان را فروزان روشن کرده است و می رویم با پاسداشت روزهای شادی آور نیاکانمان به اصل ِ خویش ِ ایرانی خود گره بخوریم.

زیرا در این سی و یکسال از خواب غفلت بیدار شدیم و فهمیدیم که هر جا شادی و زیبایی است، دین خردگرای زرتشت حضور دارد و هر جا که گریه و ماتم و غم و مرگ است، اسلام چنگالش را در چهره ی شادی و زیبایی فرو برده است.

و این قلم بسیار سرفراز است که در طی این چند سال گذشته جشن ها و سرور های نیاکانمان را از دل تاریخ بیرون کشید و پس از باز سازی آنها در چهره و رخسار ملت ایران شادی و لبخند شادمانی جاری کرد.

در نوشته ی دیگر به این پرسش پاسخ خواهم داد که چرا اسلام ِ سیاسی و اصولن اسلام، دشمن ایران و ایرانی است.

نویسنده: احمد پناهنده

a_panahan@yahoo.de

ویدیو

برای یک لحظه آزادی

   

 

 

 ویدیو

کجا بودیم - کجا رسیدیم - میراث 

 

 سخنان شاهزاده رضا پهلوی با روحانیان وابسته به حکومت اشغالگر جمهوری اسلامی در ایران

 

 شعارمبارزین و دلاوران درون ایران در روز سیزده آبان

نه احمدی ، نه موسوی ، تنها رژیم پهلوی

 

 

 

آقاي خزعلي، صداي مرا از سرزمينهاي اشغالي «ايران»، بلنديهاي«البرز»مي شنويد! 

شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» نه از آموزه‌هاي استكبار جهاني بود كه احمد خاتمي مي‌پندارد و نه فرياد نژادپرستي كه خاطر مهدي خزعلي را آزرده است!

«نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» فرياد خودجوش مردم ايران بود كه ذهن متحجر بسياري تاب آن را ندارد و ريشه در اعتراضات ديرينه دارد كه:  چرا بايد دلارهاي نفتي ما خرج خودمان نشود؟ و قبل تر هم مشابه آن را شنيده بوديم.

اين شعار فرياد مردمي است كه براي خون «ندا»ي‌شان گريستند، اما دولت قاتل براي زن محجبه مصري مرثيه سرود!!!

اين شعار اعتراض ملتي است كه مي‌داند؛ فرياد آزادي «سهراب»، پسر ايران‌زمين را خفه كردند تا براي جوان فلسطيني حماسه بسازند.

آقاي خزعلي!!

اين يك شعار نيست! اين بغض فرو خورده ملتي است كه مي‌گويد: چراغي كه به خانه رواست، به مسجد حرام است.

من از شما مي‌پرسم: چطور است كه؛ اگر دختر ايراني سنگ در مقابل لباس شخصي مهاجم در دست بگيرد تروريست مي‌شود، اما بمب‌گذار حماس كه قطعا خون بي‌گناهاني را مي‌ريزد، آزاديخواه؟؟...

پدران ما؛ قبل از ديانت، به ما انسانيت را آموخته‌اند!. شما را نمي‌دانم كه فرياد ميهن‌پرستي و حمايت از هموطن را ضد اسلامتان شنيده‌ايد.

روا نيست كودكان معصوم روستاي كشورمان در آتش نبود امكانات بسوزند تا پول نقت ما خرج حزب الله لبنان، سازماني كه توسط حكومت اسلامي در يك كشور ديگر تأسيس شده، بشود.

اگر تعاليم اسلامي شما با شعار؛ «حكومت ايراني»، «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» به خطر مي‌افتد، مشكل را در جاي ديگري جستجو كنيد.!!!

ایمیل رسیده ازهموطن درون ایران

جمهوری یا پادشاهی؟  

کدام یک نجات دهنده ایران و مناسب ترین شکل حکومت برای ایران است؟ 

 

مصاحبه شهبانو فرح پهلوی با راديو صدای ايران

در باره شاه فقید ایران و حقایق تاریخی

ویدیو

مردم

 

 

 

دوشنبه، 4 آبان ماه 1388

برابر با 

Monday 26 October 2009

ضرب و شتم کارگران معترض و بازداشت دستکم 50 نفر

با دخالت نیروهای انتظامی چهارمین روز اعتراضات کارگران لوله چدنی اهواز به خشونت کشیده شد و تعداد زیادی نیز بازداشت شدند.ن

به گزارش واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کارگران لوله چدنی اهواز در چهارمین روز اعتراضات خود در خصوص عدم پرداخت ده ماه حقوق خود اقدام به تجمع و راهپیمایی در چهارراه نادری و خیابانهای 30 متری و طالقانی اهواز کردند، نیروهای انتظامی که در طی روزهای قبل تنها نظاره گر این اعتراضات بودند در طی اعتراض روز جاری خواستار پایان یافتن اعتراضات و پراکنده شدن کارگران شدند.ن

با عدم قبول این خواسته نیروهای انتظامی از سوی کارگران معترض، این نیروها به جمعیت کارگران یورش برده و با این اقدام تجمع را به خشونت کشاندند، در این رابطه علاوه بر تعدادی از کارگران که زخمی شده اند، دست کم بازداشت پنجاه کارگر دیگر نیز گزارش شده است.ن

از سرنوشت کارگران بازداشت شده اطلاعی در دست نیست.ن

ن

هشدار به مردم آزاده و مبارز ایران 

 

 

میر حسین موسوی، هنگامی که بانگ بلندِ " آزادی، استقلال، حکومت ایرانی" را از سوی مردم ایران شنید، با شتاب زدگی اعلام کرد که استمرار " جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر" مورد نظر اوست و کروبی نیز وفاداری خود به جمهوری ننگین اسلامی و قانون اساسی ویرانگر آن را اعلام نمود.ن  

یکشنبه، 26 مهر ماه 1388

 

 

فشارهای غیرانسانی باعث خودکشی یک زندانی گردید

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از بند 1 زندان گوهردشت ،در اثر فشارها و اذیت و آزارهای طاقت فرسا و غیر انسانی علیه زندانیان بی دفاع باعث گردید که یکی از زندانیان اقدام به خودکشی نماید.ن
زندانی رضا رضائی 24 ساله بیش از 4 سال است که در زندان بسر می برد و چند ماهی به آزادی او باقی نمانده بود . ولی فشارها و اذیت و آزارهای مشقت بار و غیر انسانی که بصورت مستمرعلیه زندانیان بکار برده می شود شرایط ادامه حیات در زندان را برای او غیر ممکن کرده بود .او روز پنچشنبه 23 مهر ماه برای پایان دادن به این شرایط غیر قابل تحمل دست به خودکشی زد ولی بعد از مدتی توسط یکی از همبندیانش متوجه خودکشی او گردید و او را بلافاصله به بهداری زندان منتقل کردند.ن

از زمان انتقال او به بهداری زندان هنوز از وضعیت و شرایط او خبری در دست نیست.ن
لازم به یاد آوری است که برادر آقای رضائی در جریان اعدام های گروهی 2 ماه اخیر اعدام گردید.ن
آمار خودکشی در بند 1 زندان گوهردشت که معروف به بند آخر خطیها است بسیار بالا است و زندانیان برای رهایی یافت از ضرب وشتم،اهانت و تحقیر،انتقال به سلولهای انفرادی و موارد متعدد فشار اقدام به خودکشی می کنند.ن

میانگین سنی افرادی که اقدام به خودکشی می کنند بین 18 تا 38 سال می باشند.ن
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،فشارها،اذیت وآزارها ی مشقت بار علیه زندانیان بی دفاع که آنها را بسوی مرگ سوغ میدهد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواستار اعزام یک هیئت تحقیق بین المللی برای بررسی جنایتهای که در زندانهای رژیم ولی فقیه روی میدهد ،است

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:ن
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
 

 

پنجشنبه، 23 مهر ماه 1388

نامه یکی از دستگیرشدگان محکوم به اعدام

حامد روحی نژاد، زندانی جوان و بیماری است که بسیار پیش از انتخابات توسط نیروهای امنیتی به اتهامات واهی بازداشت می شود. ن

به گزارش هرانا ، این زندانی با بروز اعتراضات گسترده مردمی پس از انتخابات در ایران از سوی دستگاه امنیتی انتخاب و با وعده و تهدید مجبور میشود نمایشی را در مقام مجرم در دادگاههای حوادث پس از انتخابات ایفا کند که نهایتاً منجر به صدور حکم اعدام برای وی می شود، نامبرده با ارسال نامه ای به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از فریب خوردن و قربانی شدن خود در یک سناریوی امنیتی خبر می دهد. نامه مورد اشاره عیناً در پی می آید : ن

اینجانب حامد روحی نژاد فرزند محمدرضا که در شعبه 28 دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده ام، شرحی از زندگی و وضعیت خود را در پی مینویسم.ن

وقتی زندگی در کوچه پس کوچه های جنوب شهر تهران، چیزی نیست که بتوان آن را انکار کرد و آنهم با حقوق ناچیز پدری که با سختی بیش از حد و حصر برای تهیه لقمه ای نان از صبح علی الطلوع تا آخر شب به سخت ترین کارها تن در می داد، تا حدی که گهگاه قادر به دیدن روی پر از درد پدر نبودیم.ن

گذران بزرگ شدن در میان کودکانی که همگی در فقر و نداری، آه در بساط نداشتند، خاطره ای نیست که بتوان آن را از ذهن پاک کرد، اما سخت تر از آن، سخت تر از همه این وقایع، دستان ترک خورده مادری بود که با آب سرد به شستشو مشغول بود اما خم به ابرو نمی آورد و تمام هم و غمش این بود که کوچکترین سختی در زندگی به ما وارد نشود و با نوازش ها و بوسه هایش، بار ناملایمات و نابرابری ها را به جان میخرید و برای من نیز شرم و عذاب آورترین روز، روز پدر و یا روز مادر بود که تمام کوچه ها و خیابان ها را به دلهره میگذراندم تا که شاید با پولی ناچیز که آن هم از خودشان قرض گرفته بودم، برایشان هدیه ای کوچک تهیه کنم.ن

بار فقر و سختی های یک خانواده کارگر از سویی و ابتلا به "بیماری ام اس" و مخارج طاقت فرسای آن، مرا به آنجا سوق داد که برای رهایی از این همه سختی، راهی خارج از کشور شوم. تا باری گرانتر از غم نان بر دوش خانواده نگذارم و خرج مداوا را بر آنها تحمیل نکنم.ن

برای رفتن به اروپا یا آمریکا راهی سفر شدم، متاسفانه سر از عراق درآوردم، قاچاقچیان انسان، همه پولم را گرفتند. در اربیل 4 ماه در زندان ماندم. سپس آزاد شدم و به ناچار در یکی از رستورانهای آنجا شروع به کار نمودم و شب و روز کار کردم تا بتوانم پولی فراهم کنم اما شدت بیماری و آوارگی در غربت دوباره مجبورم کرد به ایران بازگردم، البته برگشتن من کاملا قانونی و با هماهنگی وزارت اطلاعات بود.ن

بعد از بازگشت به "اطلاعات" رفتم و همه داستان سفر را گفتم و آنها هم بعد از شنیدن به من گفتند، "تو مرتکب هیچ جرمی نشده ای و میتوانی به دانشگاه بازگردی"، اما متاسفانه ده ماه بعد یعنی در تاریخ 14 اردیبهشت 88 دستگیر شدم تا در آینده قربانی نتایج انتخاباتم کنند.ن

در مدت بازداشت در بازداشتگاه 209 اوین، حدود 40 روز انفرادی و احاطه شدن در یک چاردیواری، جز خواندن قرآن و نهج البلاغه و یاد خدا، هیچ چیز نمی توانست مانع پیشرفت بیماری ام شود، علیرغم وعده های بازجو و همیارانش، آنچنان به شکنجه و مرگ تهدید میشدم که گویا جزای خروج از کشور تنها مرگ است، شدت فشارها در آن حد بود که در برهه ای از دوران بازداشت، سمت راست بدنم تقریباً 80 درصد از حس خود را از دست داده بود و من افلیج زمان را سپری میکردم، که البته چشم راستم به همین صورت مقدار زیادی از بینایی اش را از دست داد، اما در هر صورت به خواست خدا حس دست و پا و بدنم تا حد زیادی بازگشت اما تاری چشمم کماکان به قوت خود باقیست و مشکل بینایی ام مانع از روئیت صحیح دور و برم میشود. در این مدت با عجز و لابه، التماس و همینطور با نوشتن درخواست و نامه از رئیس و همچنین پزشک بازداشتگاه خواستم وضعیت من بررسی شود، کوچک ترین پیگیری در مورد من صورت نگرفت و نه تنها چنین نکردند بلکه با همان وضعیت فلاکت بار و لنگان لنگان مرا به دادگاههای علنی بردند و حتی در این وضعیت روحی و جسمی بسیار بد از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده ام محروم بودم بطوریکه حتی از زندانی بودن در عراق و شکنجه شدید شدن در آنجا برایم هولناک تر بود. اما سخت ترین دوره بازداشت زمانی بود که صدای گریه مادران دربند برای دوری از فرزندانشان و هق هق پدران که مدتها بود از بوسیدن فرزندان خود محروم بودند به گوش می رسید.ن

یک روز پس از پایان انتخابات، تازه فهمیدم که انتخابات برگزار شده، بی خبر از فضای بیرون و در دریای خروشان اعتراضات مردمی با وعده و وعید مرا به جلسات دادگاه معترضان به نتایج انتخابات بردند، در حالی که هیچ ربطی به انتخابات نداشتم. اما بنا به خواست بازجویان اطلاعات و برای اینکه حق حیات و زندگی ام را از آنها بگیرم در دادگاه حاضر شدم و خواسته های آنها را بر کاغذ آورده و بعنوان اعمال خودم ثبت نمودم.ن

اما امروز بعنوان یک زندانی سیاسی اعلام میدارم که عضو هیچ گروه و حزبی نبوده ام و هیچ ارتباطی با انتخابات ریاست جمهوری نداشته ام، هرگونه وابستگی را به جریان موسوم به نام انجمن پادشاهی رد نموده و اتهامات وارده را بر خود را کذب محض میدانم.ن

حامد روحی نژاد
زندان اوین
 

پشت پرده یک سناریو: معترفان محکوم به اعدام دادگاه‌های نمایشی قبل از انتخابات بازداشت شده بودند

 

 

بیانیۀ شاهزاده رضا پهلوی در مورد آرای بیدادگاه های فرمایشی رژیم

هم میهنانم ،

دریافت خبر صدور رای اعدام برای چهار تن از هم میهنان معترض و مبارزمان من را برآن داشته است که بار دیگر- صدای اعتراض خود را همراه با سایر هم میهنانی که به نوبۀ خود زیر بار چنین جنایاتی نرفته و نخواهند رفت همراه کنم. این اقدام نظام جای تعجبی ندارد، چرا که سیرت و رفتار این رژیم با مردم تحت سلطۀ خود مدت هاست که به چنین شکل غیرانسانی ادامه داشته و دارد.

ما نباید بگذاریم که این اقدام شوم رژیم به همین سادگی جامۀ عمل بپوشد. ضمن محکوم کردن این اقدام بی اساس و ضد بشری رژیم و درخواست لغو این رای غیرقابل توجیه، از هم میهنانم دعوت می کنم تا با تمام توان صدای اعتراض خود را بر د این اقدام، به گوش رژیم و جهانیان برسانند.

از دولت های جهان نیز بار دیگر می خواهم، که سیاست خود را نسبت به نظام حاکم بر ایران براساس رعایت آزادی و حقوق بشر تنظیم و بر آن تاکید کنند، و خواهان لغو این احکام به سهم خود باشند.

بیاییم، با یک صدا و شعار متحد، به دفاع از حقوق این هم میهنان بی گناه و آزادیخواه بپاخیزیم.

خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی
 

 

 

پنجمین حکم اعدام برای متهمان وقایع اخیر

شعبه 28 دادگاه انقلاب حکم اعدام یک متهم دیگر وقایع اخیر ایران را ابلاغ کرد.ن

به گزارش هرانا به نقل از واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته مورخ 20 مهرماه "داود فردبچه میر اردبیلی" متولد سال 1352 و ساکن اسلامشهر از جمله متهمان ارتباط با یکی از گروههای معاند نظام (انجمن پادشاهی) که در تاریخ 14 اردیبهشت ماه سال جاری به همراه 8 متهم دیگر بازداشت شده بود، از زندان اوین به شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه منتقل و حکم اعدام به وی ابلاغ شد.ن

این متهم که علیرغم بازداشت پیش از انتخابات در سناریوی دستگاه امنیتی در دادگاه دوم رسیدگی به وقایع پس از انتخابات شرکت داده شده بود هیچگونه عضویتی در گروههای معاند نظام یا مبادرت به خشونت را نپذیرفته است، آقای میر اردبیلی از داشتن وکیل مدافع محروم بوده و امکان دفاع مناسب از خود را نیز نیافته است.ن

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز گذشته طی گزارشی مفصل در خصوص سناریوی در حال اجرای دستگاه امنیتی نسبت به این روند اطلاع رسانی کرده و هشدار داده بود.ن

با احتساب این حکم محکوم به اعدام شدگان دادگاههای وقایع پس از انتخابات مضحک فرمایشی به پنج تن افزایش یافت که عبارتند از : آرش رحمان پور، ناصر عبدالحسینی و محمدرضا علی‌زمانی، حامد روحی نژاد و داود فرد بچه میراردبیلی.ن

ن

 

 

چهارمین حکم اعدام برای متهمان وقایع اخیر

یکی دیگر از متهمان وقایع پس از انتخابات فرمایشی در ایران توسط دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد.ن ن

به گزارش هرانا به نقل از واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح روز جاری توسط شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، حکم اعدام به "حامد روحی نژاد" از متهمان وقایع اخیر انتخابات که متهم به ارتباط با یکی از گروههای معاند نظام (انجمن پادشاهی) شده است ابلاغ شد.ن

نامبرده متهم ردیف دوم پرونده محمدرضا علی‌زمانی دیگر محکوم به اعدام شده است که ایشان نیز نیز در یکی از جلسات دادگاههای اخیر به صورت نمایشی شرکت داده شده بود.ن

با احتساب این حکم محکومان به اعدام پس از وقایع اخیر در ایران به چهار تن افزایش یافتند که عبارتند از : حامد روحی نژاد، آرش رحمان پور، ناصر عبدالحسینی و محمدرضا علی‌زمانی.ن

صدور حکم اعدام برای دو تن دیگر از متهمان وقایع پس از انتخابات فرمایشی

کمیته گزارشگران حقوق بشر: ناصر عبدالحسینی، از بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات فرمایشی ، که در جلسه دوم دادگاه‌های عوامل دخیل در اعتراضات مردمی، به اتهام محاربه مورد محاکمه قرار گرفت، از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلوانی به اعدام محکوم شد. ناصر عبدالحسینی از متهمانی است که در جلسه دادگاه به عنوان یکی از اعضای سازمان مجاهدین محاکمه شد. اتهام وی، محاربه، اجتماع علیه امنیت ملی و شرکت در اغتشاشات، خروج غیرقانونی از کشور و نیز تلاش برای تخریب اموال عمومی اعلام شده است. گفته می شود، "آرش رحمانی‌پور"، 20 ساله، که به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران، "اقدام علیه امنیت" ملی از طریق شرکت در تجمعات و تلاش برای "بمب‌گذاری" در مراکز عمومی مورد محاکمه قرار گرفته بود نیز، از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده است. پیش‌تر محمدرضا علی‌زمانی به اتهاماتی مشابه به اعدام محکوم شده بود. لازم به يادآوری است، هیچ‌یک از متهمانی که در جلسات دوم و سوم دادگاه های علنی، مورد محاکمه قرار گرفتند، امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشتند و با وکلای تسخیری مورد تأیید دادگاه انقلاب، در این محاکمات حضور یافته بودند.ن

ایسنا: مدير روابط عمومي دادگستري استان تهران گفت:‌ سه نفر از متهمان حوادث بعد از انتخابات فرمایشی به اعدام محكوم شدند. بشيري راد اظهار كرد: (م. ز) و (الف. پ) به اتهام ارتباط با انجمن پادشاهي ايران و (ن . ع) به اتهام ارتباط با منافقين (مجاهدین خلق) محكوم به اعدام شده‌اند، اين احكام غير قطعي بوده و قابل تجديدنظرخواهي در ديوان عالي كشور است. وي در ادامه گفت: احكام صادره برابر مقررات قانوني به وكلاي محكوم عليهم ابلاغ شده تا در صورت اعتراض تشريفات قانوني مربوطه را طي كنند. بشيري راد افزود: لوايح اعتراضي 18 نفر از متهمان اغتشاشات اخير كه منجر به محكوميت آنها شده، واصل شده است و به زودي به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال مي‌شود  

 

 

صدور حکم اعدام برای یکی از متهمان وقایع پس از انتخابات فرمایشی 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- محمدرضا علی زمانی، عضو انجمن پادشاهی ایران که در جلسه دوم محاکمه عوامل دخیل در اعتراضات مردمی پس از انتصاب ریاست جمهوری، اعترافات مفصلی از وی اخذ گردید و سخنان وی در دادگاه انقلاب با پخش تلویزیونی نیز مواجه شده بود، روز دوشنبه 13 مهرماه از بند 209 زندان اوین به شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده و حکم اعدام به وی ابلاغ شد. هیچ یک از متهمانی که در جلسات دوم و سوم دادگاه های علنی، مورد محاکمه قرار گرفتند، امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشتند و با وکلای تسخیری مورد تأیید دادگاه انقلاب، در این محاکمات حضور یافته بودند.ن

ن

 

 

روش هشیارانه اعمال تحریم برعلیه ایران ، نوشته شاهزاده رضا پهلوی

نامۀ شاهزاده رضا پهلوی به دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد نقض مستمر حقوق زندانیان سیاسی

توسط رژیم روحانیون

 

پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت آغاز سال تحصیلی 89 - 1388

 

 

 

 

سخن شاهزاده رضا پهلوی با روحانیون وابسته به حکومت

نگاهی به پیام شاهزاده رضا پهلوی

 

داریوش همایون : بدنه ی حزب مشروطه متعلق به دهه ی چهل است

ما برای دشمنی با ج.ا، برای سرنگون کردن ج.ا، برای بازگرداندن پادشاهی، برای هیچ کدام از اینها تشکیل نشده‌ایم

 

 

 

ما و داریوش همایون

 

 

  آقای همایون ، من برعکس شما در کنارآخوند بر عليه اسرائيل وآمريکا نمی جنگم

 

داريوش همايون ( کمپانی حزب مشروطه ! ) چه ميگويد ؟

 

گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی با بنژامین جوف والت

 

 

آماده ام تا برای میهن ام بمیرم

  

نظر جوانان درون کشور

با تقدیم احترام! من يك ايراني‌ام، عضوي از خيل عظيم ملتي كه اكثريت 70 ميليوني آن 30 سال است روزهاي سياه فشار زیر چكمه‌ مستبدان ضحاك منش و ابليس روش را در سرزمين مادري خويش تجربه مي‌كنند و اسيرند. چون من!ن

و ملتي كه اقليت چند ميليوني ديگري از آنان نيز به اجبار طوغ هجرت اجباري را به گردن انداخته و در سرتاسر گيتي پراكنده شده‌اند.........ادامه 1........و 2

shahriar (iranian@telus.net)

 

پیکر یک دانشجوی دیگر در كرمانشاه به خاک سپرده شد

خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان: ظهر امروز (پنج شنبه): پيكر محمدجواد پرنداخ يكی ديگر از كشته شدگان وقايع اخير در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه تشيع و به خاك سپرده شد. اين دانشجوی كُرد كه در مقطع كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصيل بود در جريان وقايع پس از اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری جان خود را از دست داده است. بنا بر اخبار تائيد نشده نامبرده در يكی از تجمعات اعتراضی در شهر اصفهان از سوی نيروهای ‌امنيتی دستگير و پس از مدتی جنازه وی در پزشكی قانونی ‌اصفهان مورد شناسايی خانواده قرار گرفته است. گفته می‌‌شود همزمان با تشيع پيكر و مراسم تدفين اين دانشجوی شهيد در گيلان غرب مردم اقدام به سر دادن شعارهای‌ اعتراضی نموده و در حال حاضر فضای اين شهر به شدت امنيتی می‌باشد. همچنين خانواده پرنداخ نيز از سوی نهادهای‌ امنيتی برای برگزاری مراسم ختم و اطلاع رسانی در اين مورد تحت فشار قرار دارند، به گونه‌ای كه از آنان خواسته شده دليل مرگ فرزندشان را سانحه‌ی رانندگی عنوان كنند

 

کارگران گرسنه و 20 میلیون دلار برای "افشای جنایات آمریکا"

آژانس ايران خبر

کارگران از گرسنگی می میرند و مجلس طرح 20 میلیون دلاری برای افشای جنایات آمریکا تصویب می کند

نامه دريافتي : ن
قشرضعیف جامعه در این روزها با رشد فزاینده ی قیمت ها، اخراج ها و ورشکستگی های شرکت های دولتی دست و پنجه نرم می کنند و آقایان به اصطلاح نمایندگان مردم طرح20 میلیون دلاری برای افشای جنایت تصویب می کنند.اینان چه می دانند که کارگران چه دردی می شکند ؟شکمشان سیر و آخورشان پر است
و اگر من و شما از گرسنگی هم بمیریم به هیچ کس بر نمی خورد,تنها چیزی که خواب آسوده این خفتگان همیشگی را کمی آشفته می کند، محکوم کردن اقدامات به اصطلاح ضد بشری در کشورهای غربی است , در حالی که روزانه خبرهای زیادی در روزنامه ها از مرگ کارگران به دلیل نبود ایمنی ،خودکشی آنها به علت نپرداختن دستمزدها و دیگر مشکلات معیشتی این قشر زحمت کش منتشر می شود و هر کدام از آنها دردی جانکاه و مصیبتی عظیم به شمار می رود.با این حال نه دولت و نه به اصطلاح نمایندگان مردم در مجلس هیچ یک سعی در حل معضلات و مشکلات این قشر که بخش وسیعی از جامعه ما را تشکیل می دهند,نداشته و در مقابل برای افشای اقدامات به گفته خودشان جنایت آمیز آمریکا بودجه چند ده میلیون دلاری اختصاص می دهند.براستی کدامیک واجب تر است؛ حل مشکلات معیشتی مردم یا افشای به اصطلاح اينان ”جنایات آمریکا؟؟؟”

  

 چگونگی اعمال شکنجه و تجاوز در زندانهای جمهوری اسلامی

 

 افشای دفن مخفیانه دهها جان باخته بی نام و نشان در بهشت زهرا

 

 

.........

حسین طائب و ترانه موسوی

 

  ن 28 امرداد 32

ویدیو1 ویدیو2

ب 28 مرداد 32 و مهدی شمشیری

 

 پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت  ۱۴ امرداد ماه  

مصاحبۀ شاهزاده رضا پهلوی در باره رویدادهای اخیر

پیام صوتی شاهزاده رضا پهلوی به داخل ایران  

مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با صدای ایران در باره رویدادهای اخیر

 

 ویدیو

قربانی تجاوز جنسی: زهرا بنی یعقوب را چگونه کشتید؟ 

 دکتر زهرا بنی یعقوب در یکی از پارک های همدان توسط گشت منکرات بازداشت و به زندان منتقل شد و 24 ساعت بعد به خانواده او اطلاع داده شد که وی خودکشی کرده است

 

ویدیو

قربانی تجاوز جنسی: زهرا کاظمی را چگونه کشتید؟ 

 خانم کاظمی در ماه ژوئيه سال ۲۰۰۳ در حالی که در ايران تحت بازداشت بود درگذشت. وی هنگام عکس گرفتن از تجمع اعتراضی خانواده دانشجویان زندانی کنار زندان اوین دستگیر و کشته شد

شهرام اعظم (پزشک) در کنفرانس خبری اتاوا گفت: روی صورتش علائم زخم، علائم ضربه، زخم هايی که نشان می داد در اثر شلاق پديده آمده ديده می شد. پرستار اتاق اورژانس متوجه زخم های شديدی بر رحم وی شد. من پزشک هستم بنابراين تشيخص دادم که اينها ناشی از شکنجه است. آثار تجاوز و شکنجه. شهرام اعظم گفت زمانی که خانم کاظمی به بخش مراقبت های ويژه بيمارستان منتقل شد او مسوول رسيدگی به بيماران بود. به گفته وی نامه ای که از سوی مقام های زندان به پرستار تحويل داده شد می گفت که خانم کاظمی از ناراحتی دستگاه گوارش رنج می برد. اما آقای اعظم گفت که خانم کاظمی هنگام انتقال به بيمارستان بی هوش بود، بينی اش شکسته بود، زخم هايی روی بدنش وجود داشت و آثاری که به اثر ضربات شلاق شباهت داشت بر بدنش هويدا بود. وی گفت معاينات يک پرستار نشان داد که خانم کاظمی احتمالا با خشونت مورد تجاوز قرار گرفته بود. 

 

ویدیو - گفتگو با یکی دیگر از قربانیان تجاوز

به مادر زندانی جوان هم تجاوز کردند 

ویدیو - گفتگو با یکی از قربانیان تجاوز

 قتل دانشجوی 26 ساله توسط تک تیراندازان رژیم

گزارشی تکان دهنده - ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو

قتلگاه کهریزک - جنازه کشته شدگان در سطل زباله

گزارشی تکان دهنده از جنایات رژیم در اردوگاه مرگ کهریزک

اسامی شکنجه گران زندان کهریزک از جمله رادان جنایتکار

فجایع و کشتار انسانی در اردوگاه کهریزک 

خودكشى بخاطر هتک حرمت توسط دژخيمان ولى فقيه

به گزارش دريافتى، دخترى به نام مريم شب چهارشنبه در تهران پس از آزادى از زندان اقدام به خودكشى كرده است

وى كه با خوردن قرص خواب آور خودكشى كرده هم اكنون در كما بسر مى برد

بنابر اين گزارش مريم روز هفتم مرداد در جريان تظاهرات توسط مزدوران رژيم دستگير و در زندان مورد تجاوز قرار مى گيرد. وى روز يازدهم مرداد آزاد مى شود و پس از آزادى دست به خودكشى مى زند 

   

طبق اخبار واصله از درون ایران ، بسیاری از کشته شدگان روزهای اخیر که آمار آن خیلی بیشتر از رقمیست که از سوی رسانه های خبری اعلام شده ، یا در اثر شلیک مستقیم آدمکشان جمهوری اسلامی کشته شده اند و یا پس از دستگیری در شکنجه گاههای رژیم با ضربات باتوم و دیگر آلات شکنجه به قتل رسیده و میرسند که فقط دو نمونه از آنها در زیر جهت آگاهی هموطنان آمده است .ن 

چهارشنبه، 7 مرداد ماه 1388

یک جوان دیگر در اثر شکنجه دژخیمان رژیم جان باخت

فعالان حقوق بشر در ایران

خبرگزاری هرانا : حسین اکبری یکی دیگر از جوانانی است که پس از بازداشت شدن توسط نیروهای امنیتی در اعتراض‌های روزهای پس از انتخابات ایران ، کشته شده است

این در حالی است که تا تاریخ 30/4/88 و با پی‌گیری خانواده‌اش از طریق دادگاه انقلاب و بازداشت‌گاه اوین و دیگر بازداشت‌گاه‌های موجود در تهران، هیچ اطلاعی از سرنوشت وی یا محل نگه‌داری‌اش در دست نبود

در روز 31/4/88 با تماسی که با خانواده‌اش گرفته شد، از آن‌ها خواسته شد تا به بیمارستان امام‌خمینی، برای تحویل گرفتن جسد فرزند خود مراجعه کنند و با مراجعه‌ی آن‌ها مشخص شده است که دلیل کشته شدن وی بر اثر ضربه‌ی مغزی بوده و روی بدن او آثار متعدد باتوم دیده شده است. هم‌چنین تاریخ دقیق شهادت‌اش مشخص نیست

پیکر وی صبح روز یکشنبه 4/5/88 در قطعه‌ی 219 بهشت زهرا تهران در کنار مادر مرحوم وی به خاک سپرده شد

  

جوان دیگری در اثر شکنجه دژخمیان رژیم جان باخت

سایت نوروز: رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای اثبات بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد و پس از دو روز بر اثر جراحات وارده در آغوش مادر به شهادت رسید.ن 

به گزارش خبرنگار نوروز، در درگیری های روزهای پس از انتخابات، ماموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک چهره رامین قهرمانی را شناسایی شده وبرای دستگیری وی به منزلش مراجعه می کنند.ن

به دلیل عدم حضور رامین قهرمانی در منزل ماموران به مادر او می گویند که فرزندش هرچه زودتر خود را معرفی کند.ن

مادرشهید قهرمانی نیز با استناد به بیگناهی پسرش و با این استدلال که فرزندش کاری جز اعتراض آرام انجام نداده است، همراه با او به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کند.ن

این گزارش می افزاید رامین قهرمانی 15 روز بعد از اینکه با پای خود برای دفای از بیگناهیش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمایان بود، از زندان آزاد میشود.ن

او پس از آزادی به مادرش گفته که چندین روز از پا او را آویزان کرده اند. شهید رامین قهرمانی پس از آزادی به دلیل لخته های خون موجود در سینه اش در بیمارستان بستری و به شهادت میرسد.ن

خانواده قهرمانی تحت فشار شدید برای منع انتشار خبر شهادت فرزندشان هستند. آنها تحت تدابیر شدید امنیتی فرزند خود را به خاک سپردند. تا جایی که پس از مراسم خاکسپاری به دلیل تهدیدات نیروهای امنیتی مبنی بر اینکه سر مزار فرزند شهیدشان حق ندارند با صدای بلند گریه کنند و شیون سردهند، 5 نفر از اعضای فامیل او دچار فشارهای عصبی شدید شده تا جایی که برخی از آنها کارشان به بیمارستان کشیده شده است.ن

شهید رامین قهرمانی متولد سال 1358 بوده و محل سکونت وی در خیابان شهرآرا است.ن 

 

تیراندازی بسوی مردم ؛ درگیریهای شدید خیابانی در ارومیه

 

 ویدیو

شلیک مستقیم پلیس نیروی سرکوبگر رژیم به سوی مردم در ایران 

 

بزرگداشت چهلمین روز ندا و تمام جانباختگان راه آزادی ایران  

ویدیو 1 ویدیو 2 

  

 ویدیو

 

 

در سوگ ندا و نداهای ایران

 ویدیو

 ندا و نداهای ایران ، همیشه با ما خواهند بود. روحشان شاد 

 

   این ویدیو را حتماً ببینید

 

سند دستور کشتار مردم  

  

  

 ویدیو

گزارش تلویزیون آلمان؛ فروش لوازم شکنجه به رژیم

 

 ویدیو

حمله پلیس قبرس به تظاهر کنندگان ایرانی 18 تیر  

 

 

  

 

 

دختران جوان حتماً بخوانند

 

 هیجده تیر ۱۳۸۸ و درس های آن

گلزار - شهلا سرشار  

 

 

شاهزاده رضا پهلوی در میان ایرانیان

بیانیه ی شاهزاده رضا پهلوی در مورد پرجم شیر و خورشید و انقلاب سبز

 

 

دبیرخانۀ رضا پهلوی
شنبه 10 مرداد 1388

هم میهنانم

آزادی خواهی، داد جویی، مِهر به همنوع، و سر فرو نیاوردن در برابر زور و ستم، همواره از برجسته ترین ویژگی های تمدن ایرانزمین بوده است. جنبش آزادی خواهی امروز شما نیز، که سبزی و خرمی روح ملی را به عنوان نماد آن برگزیده اید، در عین یگانگی و بی همتایی اش، ادامۀ درخشان ترین رویدادهای تاریخ ملی ماست

ایرانیان

امروز، ایران ما در یکی از حساس ترین دوران تاریخی اش به سر می برد. و همبستگی، در کنارپافشاری بر والاترین اصول، همچون مردم سالاری، بردباری، عدم خشونت، و جدایی دین از حکومت، یک ضرورت شمرده می شود. ما، همگی، در یک آزمون بزرگ تاریخی به سر می بریم، و من شکی ندارم که از آن با همدلی و هم اندیشی یکدیگر پیروز و سرفرازتر از همیشه برون خواهیم آمد
عزیزانم

جنبش سبز دموکراسی خواهی، از آن یکایک فرزندان آزادیخواه ایران است. این جنبش، جنبشی است فرای این و یا آن پسند سیاسی، باوردینی و یا هر امر ویژه و جدا کنندۀ دیگر. این جنبش در گوهراش، همانگونه که پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایرانزمین، و سرود ملی مرز پُر گهر، برایند همۀ تاریخ ماست، چکیده ای، از لحظه لحظۀ عرق ریزان روح ملی همان گونه که این پرچم به هیچ حزب، گروه یا نظام سیاسی ویژه ای تعلق ندارد، و فارغ از هر باور دینی و جهت گیری سیاسی از آن همۀ ایرانیان است؛ همان گونه که سرود پرشکوه مرز پُر گوهر، به هیچ دستۀ عقیدتی و دستگاه فکری ویژه ای تعلق ندارد و سرودی است برآمده از ژرفنای جان یکایک ما، جنبش سبز آزادگی نیز، فصل مشترک همۀ ماست، بی هیچ مرز و استثنایی

هم میهنانم
من عمیقا بر این باورم که پرچم شیر و خورشید نشان ایرانزمین، در کنار سرود ملی و سبزی جنبش زیبا و پر شکوه شما، می توانند سه ضلع جدایی ناپذیر یک مثلث واحد باشند. هرگز فراموش نکنیم، ما، همگی یکی هستیم و رمز پیروزیمان نیز، نهفته در همین یگانگی است
ایران را، آبادتر از همیشه، با هم باز خواهیم ساخت

خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی

 

 

 

عاشقان ایران و فرزندان کوروش در همه جا با برافراشتن پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران

 دین خود را به وطن آریایی ادا می کنند

  

 

تاریخچه پرچم سه رنگ شیروخورشید نشان ایران ، نماد هویت و تاریخ چند هزار ساله ایرانیان

 

 

عکس تظاهرات ایرانیان در کلن آلمان

 

 

   

 

 

 

آیا آوردن پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان که نماد تاریخ  و فرهنگ و هویت و اتحاد ایرانیان است ، در اجتماعات و تظاهرات خارج کشور در حمایت از مردم به جان آمده ، در خیابانهای ایران و دادن شعار علیه تمامیت جمهوری اسلامی ،  موجب تفرقه و نفاق است ؟ پس چگونه جماعتی از ما برای شرکت در اجتماعی که تصاویر آنرا در بالا میبینید اینگونه عمل کردند ؟ به این بهانه که شعار ما با شعار داخل ایران باید یکی باشد و پرچم هم نباشد ، و هنگامی که از آنها سواَل می شود ، چرا ؟ پرچمی را که خار چشم جمهوری اسلامیست و شعاری که کلیت رژیم دیکتاتوری ملایان و ایادیشان را نشانه میرود باید سانسور شود ،  چرا و این دستور از کجاست ؟  جوابی برای آن ندارند ، آیا تفکری اینگونه خود نوعی دیکتاتوری نیست؟  

و سپس نیز حقیقت را وارونه می نویسند ، همانگونه که نوشتند! و در دو سایت حرف حساب و ایرانیان انگلستان درج گردید و با اینکه جوابیه برگزار کنندگان این اجتماع به دو سایت نامبرده در فوق کرارا ایمیل گردید ، ولی با کمال تاسف در هیچیک از دو سایت منعکس نشد! آنوقت به خود گفتیم عجب جماعتی ، عجب از اینکه دم از دموکراسی می زنند و جهت گیری و سانسور را به نقد می کشند و از آزادگی به دور میدانند ، اما خود جهت گیری وسانسور می کنند !ن

جلّل الخالق ، معنای دموکراسی را هم دانستیم.ن

حال تصور کنید که این دیکتاتورهای ذاتی، فطری، و سیاسی در کشور ایران حکومت را در دست بگیرند. آیا آنوقت، با این روشی که دارند، به یک روزنامه مخالف اجازه انتشار خواهند داد؟ آیا یک نفر مخالف ، اجازهء ابراز یک کلمه مخالفت آمیز خواهد داشت؟

پس هموطن خوبم ، چرا نادانسته به کسانیکه خط قرمز شرکتشان در اجتماعات و تظاهرات ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی ، پرچم شیر وخورشید نشان و شعار مرگ بر جمهوری اسلامی در تمامیت آن ست و نمی توانند از این خط قرمز عبور کنند ، و نمی دانید از کجا تغذیه می شوند  و چه می خواهند و چه می گویند ، لبیک گفته و به دنبالشان راه می افتید تا هر جا که بخواهند شما را بکشانند!ن

و به استقبال از استبداد نوین اسلامی و یا دیکتاتوری مورد نظر خود ، هدایت تان کنند.ن 

در خاتمه به نظر میرسد که مسئله اصلی حضرات ، تهیه فیلم و تصاویری از تظاهرات و اجتماعات ایرانیان خارج کشور است که نباید در آنها پرچم شیروخورشید و شعارهای علیه ساختار حکومت جمهوری اسلامی در کلیت و تمامیتش دیده و شنیده شود ، حال سوال اینست مگر این فیلم ها به کجا میرود ؟ و چه رازی در آن نهفته که  جزء اسرار مگو شده ؟ یقیناً چنین سوالی را نیز جوابی نخواهد بود! ن  

وجدانهای بیدار و آگاه خود قضاوت کنندن

 پاسخ گویی به اتهام و افتراء وارده به برگزارکنندگان تظاهرات روز یکشنبه 28 . 6 . 2009 کلن - آلمان  .اینجا ......... و اینجا........  کلیک کنید  

2 . 7 . 2009

 

 سخنی کوتاه با هموطنان ، در کلن آلمان - 1

سخنی کوتاه با هموطنان ، در کلن آلمان - 2

سخنی کوتاه با هموطنان ، در کلن آلمان - 3 

سخنی کوتاه با هموطنان ، در کلن آلمان - 4 

 

از چاه به چاله ، از چاله به چاه

 

 بیانیه شهبانو فرح پهلوی به مناسبت تظاهرات ایران   

 

 

 

آقای اکبر گنجی ، چرا باز هم دروغ ؟

محمدی

برای پرداختن به این چرا به قسمتی از گفت وگوی آقای اکبر گنجی با رادیو زمانه توجه کنید!

ما دروغ می‌گفتیم، ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه ۱۵۰ هزار زندانی سیاسی دارد و این دروغ بود، و امروز باید بابت این دروغ، یعنی خودمان و همه کسانی که این دروغ را گفته‌اند باید خودشان را نقد بکنند. ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه صمد بهرنگی را کشت، ما به دروغ گفتیم حکومت شاه صادق هدایت را کشت،‌ ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه دکتر شریعتی را کشت. همه‌ی این دروغها را گفته‌ایم، آگاهانه هم گفته‌ایم. اینها باید نقد بشود.

آقای اکبر گنجی ، میدانید چرا بعد سی سال سکوت ، ضمن اعتراف به دروغ گفتنهای خود در باره حکومت شاه فقید حالا می خواهید آنچه گفته اید را به نقد بکشید و به دیگر دروغگویان نیز پیشنهاد به نقد کشیدن دروغهایشان ، در باره حکومت شاه ایران می کنید ، این اعتراف و به نقد کشیدن ، نه از آنست که از دروغ گفتنها شرمسارید و نادم !

بلکه برای جا اندازی دروغی تازه به آن توسل جسته اید و با اسلحه دروغ گفتنهای گذشته خود در پی شکاری نو ، باز هم دروغ میگویید ، دروغهای شما و هم پالکی های شما اینبار مردم در خیابانهای ایران را نشانه رفته است ، مردمی که در خیابانها خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در کلیت آن هستند.

ولی شما ها ضمن ثبت حرکت سبز مردم به جان آمده وطن بنام خود ، تلاش برای حفظ ساختار نظام خون ریز خمینی و قانون اساسی ش را دستور کار خود قرار داده و در این راستا می خواهید با دروغهایتان اینگونه القاء کنید که این مردم به جان آمده از سی سال حاکمیت ملایان و ایادیشان ، چون با این رژیم مخالف هستند و می خواهند آنرا بزیر بکشند دروغ می گویند و با دروغهای خود کلیت رژیم ملایان را بد نام می کنند.

چرا؟ که بزعم شما و رفقایتان که در فتنه کور 57 روی کارآمدن و بعداً نیز در بقای کلیت نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن حق آب و گل دارید این رژیم جانی و اشغالگراصلاح پذیر است.

و گویا تنها مشکل آن و جود رهبری فعلی و دولت انتصابی اوست و دیگرانی که سی سال است این ملک و ملت را چابیده و به جان و مال و ناموس ایران و ایرانی تعرض کرده اند ، خادمین به خلق و خدا هستند.

و آنهایی که سرنگونی رژیم ملایان را در تمامیتش می خواهند ، از دروغ گویانند.

عجبا که بزعم آقای گنجی و همفکرانش!

این مردم دروغ میگویند که سی سال است رژیم ملایان ایران و ایرانی را به روز سیاه نشانده .

رژیمی که با همت روشنفکران مزدورو کینه توز وعده ای وطن فروش و گروهی از جهان وطنیها یعنی دشمنان ایران وایرانی که نمی توانستند هرگز رفاه حال و آسایش وپیشرفت کشوری چون ایران را ببینند وسبب شدند که این مملکت در آب وآتش و خون وخونریزی ویران شود.

و از برکت وجود همین به اصطلاح روشنفکران که با همت پادشاهان پهلوی تحصیلات عالیه یافتند و قدر نشناختند ، بلایی بر ایران ما باریدن گرفت که آنچه بر جای گذاشته و می گذارد و هر روز بر آمار و ارقام آن افزوده میگردد ، میلیونها تن کشته و معلول ، هزاران زندانی سیاسی ، 30 ميليون فقير ، 17 ميليون بيكار ، 18 ميليون معتاد ، 2 میلیون زن و دختر تن فروش ؛ 15 ميليون بيمار روانى ، 3 میلیون كودك كارگر ، 1 میلیون کودک خیابانی ، 2.5 ميليون محروم از تحصيل ، 15 ميليون بيسواد ، 6 میلیون آواره و 220 هزار نابغه فرارى با 35 تريليون و200 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها ، 800 هزار تصادف در سال ، 85 هزار بيمار ايدزی ، سن بزهکاری زير 10 سال ، کف سنی فحشا 11 سال و کف سنی اعتیاد ده سال ، افزایش طلاق ، ناکامی یک سوم ازدواجها ، افزایش حاشیه نشینی و بسیاری معضلات دیگر است.

و باز هم این مردم دروغ می گویند که این رژیم زندانهایش پر از جوانان ، نوجوانان ، زنان و مردان آزاده ایران بوده و هست و یا در زندانهایش ، سالهاست که می کشند و تجاوز می کنند و کسی هم با خبر نمی شود و آنجایی هم که باخبر می شود و در مقام مقابله و مبارزه بر می آید به خاک و خونش می کشند .

و چون این مردم برای بدنام کردن رژیم دروغ می گویند ،‌ با این بعدا دمکراسی نمی‌شود درست کرد، آزادی و حقوق بشر نمی‌شود درست کرد. این مبنای دیکتاتوری و پایه‌نهادن دیکتاتوری‌ست.

و اما اینکه با دروغ گفتنهای آگاهانه آقای اکبر گنجی و همفکرانشان در مخالفت با نظام شاهنشاهی میشد دموکراسی درست کرد و به آزادی و حقوق بشر رسید و دیکتاتور نبود ، خود جای تامل دارد که پرداختن به آن در این مختصر نمی گنجد.

و اما نتیجه سخن امروز با دروغگویانی ست که می خواهند نظام خون ریز جمهوری اسلامی را با ساختار پر دروغش با دروغ و نیرنگ حفظ کنند واز اینرو زنان و مردان و به ویژه جوانان ما را که امروز به بهانه نتیجه انتخابات ، ولی با اندیشه بزیر کشاندن کل نظام آخوندی به خیابانها آمده اند را ، به بهانه دروغ گفتنهای خود به نظام پادشاهی پهلوی ، دروغگومی نامند.

و می خواهند حرکت سبزشان را با رنگ موج سبزی که در پوشش رنگی جناح به اصطلاح اصلاح طلب رژیم در داخل و خارج کشور به راه انداخته اند بی رنگ و منحرف و از مسیر اصلیش خارج کنند !

و اما این دروغگویان بدانند که این بار مردم و جوانان ما در داخل کشور تصمیم خود را گرفته اند و طولی نخواهد پایید که حرکت سبز اعتراضی جوانان ایران با تداوم وگستردگی تمام ، خود را در قامت اعتصابات سراسری بالا کشیده و به حیاط ننگین جمهوری اسلامی در کلیت و تمامیتش خاتمه دهد. ن 

 

 

بزرگداشت سالروز پادشاهان ایرانساز پهلوی 2009

بزرگداشت سالروز پادشاهان ایرانساز پهلوی 2008   

 

 

پیام شهبانو فرح پهلوی بمناسبت بیست و نهمین سالگرد در گذشت شاهنشاه ایران

   

 

 

پیام شهبانو فرح پهلوی بمناسبت بیست و نهمین سالگرد در گذشت شاهنشاه ایران

  

یاد بود شاهنشاهان ایران 

 

   

 

 

باز هم میشود گفت

تیمسار خسروداد در یکی از روزهایی که شاهنشاه (ایران پدر ) هنوز در ایران بودند ، به پای او افتاد و به گریه گفت


شاهنشاها پادشاهی دارد از میان می رود اگر نمی خواهید چنین شود باید اجازه فرمایید روی مردم آتش بگشاییم
شاه گفت کشتار نه !ه

من نمی خواهم پادشاهی ام بر خون مردم شناور باشد
شاه چنین گفت، چرا که انسانی مردمدوست و وطن پرست بود و به سلامت و آرامش ایران و ایرانی می اندیشید

 

 

 

این است حاکمیت مشتی آخوند جنایتکار در ایران

بار دیگر گزارشی تکان دهنده از فروش دختران ایرانی در کشورهای عربی در یکی از سایتهای داخل کشور منتشر شده است. سایت هم میهن در گزارش خود از جمله می نویسد معمولا دختران ایرانی که به دوبی و امارات عربی قاچاق می شوند بین ده  تا هفده ساله اند........  اینجا کلیک کنیدن

 ایران پرس نیوز

 

پتيشن درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای علی خامنه ای

دادستان محترم دادگاه کیفری بین المللی لاهه

از آنجا که بر اساس قانون اساسی رژیم اسلامی حاکم بر ایران ، علی خامنه ای رهبر این رژیم به عنوان "ولایت مطلقه فقیه" اختیارات نامحدود دارد و احکام او لازم الاجراست، هیچ نیرویی توان مقابله با خواست او را در این کشور ندارد. بر این پایه، علی خامنه ای به عنوان یک رهبر خودکامه، بی اعتنا به جان و مال و ناموس مردم ایران ، دیوانه وار بر این کشور فرمان می راند و به یاری ایادی سرکوبگر خود روز به روز بر شمار شکنجه دیدگان و کشته شدگان این سرزمین می افزاید. او دیکتاتوری است که با سیاست های نادرست و سرکوب هر صدای مخالف خود، کشور ما را در آستانه ویرانی کامل قرار داده است

این خفقان و سرکوب های وحشیانه موجب شده که فریاد گروههای معترض اعم از کارگران، معلمان، دانشجویان، نویسندگان و وبلاگ نویسان راه به جایی نبرد و هر روز بر شمار شکنجه شدگان و اعدامیان در زندان ها که تنها به دلیل اختلاف عقیده و مخالفت با مشی و عملکرد مسئولان این رژیم بازداشت شده و در زندان به سر می برند، افزوده گردد

از این رو ما امضا کنندگان زیر، با توجه به حکمی که آن دادگاه محترم در باره "عمر البشیر" رهبر جنایتکار سودان صادر کرده است، خواهان رسیدگی به جنایات علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و صدور حکم مقتضی برای وی هستیم

حتماً ، شما هم کلیک و امضاء کنید!ه

 

آقای رئیس جمهور - اوباما

من یک ایرانی هستم ، پیام شما را در باره سال نو ایرانی و نوروز باستانی ایرانیان شنیدم ، و از اینکه در ستایش از نوروز و تمدن ایرانیان و دست آوردهای ایرانی سخن راندید ، شاد شدم و بهترین ها را برای جنابعالی و ملت آمریکا و جهان آرزو کردم .ن

و اما اینکه حاکمان ایران و رژیم جمهوری اسلامی را رهبران ایران خواندید ، متاسف شدم چرا که آنان نه ایرانی اند و نه نماینده و رهبران ملت ایران آقای رئیس جمهورملایان و ایادیشان رهبر و نماینده ملت ایران نیستند ، آنان مشتی غیر ایرانی اشغالگرند که ایران ما را اشغال کرده اند و ملت ایران را گروگان و به اسارت گرفته اند.ن

آقای رئیس جمهور

سی سال است ملت ایران در جهنمی سوزان می سوزد و فریاد می کشد ، جهنمی که آخوندیسم آنرا ساخته وپرداخته کرد و هزاران ایرانی از : نخبگان ، دگراندیشان ، مغزهای سیاسی ، علمی ، اقتصادی و دیگر اقشار ایران ما را قربانی گرفت و میلیونها تن را آواره جهان ساخت و دنیای خارج نیز طول این سالها فریاد این قربانیان را نشنید و زخم های بر جامانده از ستم دستار بندان را ، بر تن و روانشان ندید!ن

در این مدت هر چه فریاد کشیدیم ، که این جهنم آفرینان ایرانی نیستند و ایرانیان را از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم کرده اند ، و پاسخ معترضین را با شلاق ، شکنجه ، و اعدام می دهند ، سازمان های بین المللی و مسئولین کشورها نشنیدند و در تعقیب منافع اقتصادی خود ، با سردمداران جنایت درایران به گفتگو و داد و ستد نشستند و با نمایندگان رژیمی که توحش وبربریت را نمایندگی کرده و میکند ، از گفتگوی تمدنها سخن گفتند!ن

هرچه فریاد کشیدیم ، که اینان نشانی از تمدن ندارند بلکه بیماران روانی هستند ، که خود را ولی و قیم مردم دانسته و مردم را همانند مهجورین وکودکان محتاج به ولی و قیم ، و با این تفکر بیمار گونه است که ولایت خود را بر کل جهان می خواهند نه فقط بر ایران وایرانی ، و برای رسیدن به آن نه مرزی میشناسند و نه پای بند به تعهدات خود هستندگوش شنوایی نبود!ن

آقای رئیس جمهور

هر چه فریاد کشیدیم ، که پذیرش جانیانى به نام هيئت حاكمه ايران که دستشان به ریختن خون ایرانی و غیر ایرانی آلوده است در مجامع بین المللی و کشورهاى مختلف جهان ، بر جسارت آنان در کشتار انسانها و نقض مستمر قوانین حقوق بشر می افزاید و به نوعی بی اعتبار شدن اعلامیه جهانی حقوق بشر استگوش شنوایی نبود!ن

هرچه فریاد کشیدیم ، اینان جماعتی هستند که روزگاری برای تسلط بر جهان با شمشیر دست به کشتارانسانها می زدند ، و امروز می خواهند سلاح هسته ای و کشتار جمعی را جایگزین شمشیر نمایند ، و در راه رسیدن به آن از هیچ دروغ و نیرنگی روی گردان نیستندگوش شنوایی نبود!ن

هر چه فریاد کشیدیم ، مماشات بارژیمی که بی پروا فاجعه می آفریند و مردم بی دفاع ايران را ، فوج فوج میکشد و عمق فجایع به حدی ست که بیان و قلم قادر به تشریح آن نیست ، دنیای خارج نه خواست بشنود و نه خواست بداند ، و عجولانه در حال گسترش مناسبات تجاری خود با رژیم ملايان بود و به رنج ومحنت دلسوختگان در ایران توجهی نداشت.ن

هر چه فریاد کشیدیم ، که فشردن دست ملایان حاکم بر ايران و اعوان و انصارشان ، با نام سفیر ، وکیل ، وزیر و رئیس جمهور ، حمايت و حفاظت از نظامى ست که در ايران با اعمال سياست ترور و سرکوب ، سرگرم از بين بردن مردم بى دفاع است و در منطقه با حمایت و تقویت تروریسم و دخالت درامور کشورهای دیگر ، به ايجاد آشوب و بلوا دست مى زند و در صدد گسترش ناامنى برای رسیدن به اهداف خود است

گوش شنوایی نبود!ن

سكوت بود وسكوت و ديگر هيچ!ن

بلی ، آقای رئیس جمهور

امروز نیز با اینکه آتش سوزان جهنم حکومت جمهوری اسلامی ، این پدیده شوم محاسبه دولت مردان سی سال پیش جهان که در پی منافع اقتصادی و سیاسی خود چنین سرنوشت شومی برای ملت ایران رقم زدند و ایرانیان را اسیر مشتی تروریست و گروگانگیر نمودند، و حاکمیت فاشیزم مذهبی را بر ملت به گروگان گرفته ایران به رسمیت شناختند و در ادامه نیز با اعمال سیاست حمایت و مماشات از حاکمیتی این چنین به استحکام پایه های آن توان بخشیدند ، از مرزهای ایران عبور و با فراگیری کشورهائی از منطقه تهدیدی جدی برای دنیای خارج شده ، و تحرکات دیروز و امروز رژیم جمهوری اسلامی در دست یابی به سلاح هسته ای ، تروریست پروری ، مداخله در امور کشورهای منطقه - ایجاد بلوا - آشوب و به آتش کشیدن و تعلیم و اعزام گروههای انتحاری به منطقه ، خود گواه آنست!ن

گویی که باز هم گوش شنوایی نیست.ن

آقای رئیس جمهور

مگر نه اینست که به شهادت مسئولین نظامی و سیاسی خودتان از مدتها پیش امنیت ملتهای منطقه که اصلی ترين رکن منافع آنهاست با تحریک و تبانی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران  به نا امنی گرائیده و به کشتار و قتل عام بی گناهان می انجامد ، مگر سپاه پاسداران ایران بازوی اصلی حکومت ایران نیست ؟ بنا بر این چگونه است که با این وضع بسته تشویقی به تهران فرستاده می شود و با تروریستها وجنایتکارانی که دستشان به خون ایرانی و غیر ایرانی آلوده است صحبت از دیپلماسی می گردد.ن

آقای رئیس جمهور

دیپلماسی ، وارسال بسته تشویقی و به بازی گرفتن حکومت ملایان در عرصه جهانی و اجازه حضور عاملین جنایتکار آن در مجامع بین المللی ، خود اشتباه محاسبه دیگریست که جهان را به سوی بحرانی غیر قابل کنترل خواهد راند و هزینه آن قابل جبران نخواهد بود.ن

آقای رئیس جمهور

ملت ایران از جنابعالی و مسئولین کشورهای جهان انتظار دارند که با قطع مراوده دیپلماسی و بسته تشویقی تروریستهای حاکم بر ایران را که زنان ، مردان و جوانان ایرانی را در پلید ترین زندانهای با نام و بی نام بسیاری ، یکی پس از دیگری شکنجه و قصابی می کنند و آنان را به جهت ابراز عقیده " سزاوار مرگ می دانند! " منزوی سازید!ن

آقای رئیس جمهور

دنیا باید " سردمداران حکومت در ایران را به جرم سی سال آدم ربایی ، شکنجه ، قتل ، تجاوز و نسل کشی هزاران نفر در ایران به پای میز محاکمه بکشاند ، نه به مذاکرات دیپلماسی فرا بخواند! که اعمال هر گونه سیاستی غیر آن ، مشروعیت بخشیدن به حکومتی خون آشام و زیر پا نهادن حقوق انسانی ست.ن

آقای رئیس جمهور

بارها گفته ایم و باز می گوییم ، ملایان حاکم بر ایران که متاسفانه ، جنابعالی آنان را رهبران ایران نامیده اید ، از سویی در ایران با اعمال سیاست کشتار و سر کوب سرگرم از بین بردن مردم بی دفاع هستند و از سویی دیگر در منطقه در خدمت منافع گروه های تروریستی منطقه قرار دارند و کشتار و ترور را مقدس می شمارند و تولد تروریسم مقدس را گرامی و از افتخارات خود میدانند و در ادامه ، داعیه حاکمیت بر جهان را در ایدئولوژی مکتبی خود تدریس و ترویج می کنند و آنرا غیر قابل تغییر می خوانند ، و بارها اعلام کرده اند و می کنند که ما آمده ایم تا راه جهانی شدن حکومت خود را آماده کنیم.ن

آقای رئیس جمهور

هموار کردن راه حکومت جهانی ملایان معنایش آن است که باید جهانی را از دم تیغ بگذرانند و مخالفین خود کامگی و استبداد را از سر راه بردارند و انجام آنرا در عصر پیشرفته تکنیک نظامی فقط در دست یابی به سلاحهای کشتار جمعی و هسته ای می بینند ، اگر با این همه فکر می کنید که با بازرسی و کنترل و یا رسیدن به توافقی مصلحتی و قریبنده در عدم غنی سازی اورانیوم می توان به رویای حاکمیت جهانی ملایان خاتمه داد باید گفت که هنوز جماعت ملایان و ایادیشان را نشناخته اید.ن

آقای رئیس جمهور

دیپلماسی مذاکره یا وقت کشی همانی ست که حاکمان جانی ایران به دنبال آنند تا فرصت بیابند و اولین آزمایش بمب اتمی شان انجام پذیرد و موشکهای در اختیار تروریستها به کلاهک هسته ای مجهز شود ، آنگاه خواهید دانست که مماشات و هم نشینی با چنین زنگیان مست ، بازی با آتش بوده وهزینه گرانی برای ملت ایران و ملتهای جهان خواهد داشتآقای رئیس جمهوراعاده امنیت به ایران ، منطقه وجهان یک راه بیشتر ندارد و آنهم شنیدن صدای ملت ایران و حمایت از مبارزات بر حق آنان علیه ظلم و بی عدالتی ست ، شنیدن فریاد ملتی که می گوید رژیم مرگ آفرین جمهوری اسلامی چه با غنی سازی و چه بدون غنی سازی اورانیوم باید برود و حیات ننگین و ضد انسانی اش خاتمه یابد ، تا به تکرار تاریخ در کشتار جمعی و قتل عام جهانی نیانجامد

پاینده ایران - زنده باد آزادی

محمدی 

  

اما پیغام من به جناب اوباما 

رئیس جمهور محترم آمریکا
با درودهای فراوان و احترام به انتخاب شما از طرف مردم آمریکا که می بایست هم در درجه ی نخست بفکر کشور آمریکا و مردم آن باشید و کارهایی را انجام دهید که حافظ منافع کشور آمریکا باشد.ه
اما نباید فراموش کرد که مردم ایرانزمین بعنوان انسان هایی که در روی این کره زمین زندگی میکنند حق آزادی و پیشبرد کشور خود را دارند درحالیکه اکنون در چنگال ددمنش رژیم اسیرند.ه
اگر از نزدیک اندیشه ها و افکار مردم داخل کشور را در مجالس خصوصی و مهمانی هایشان را بشنوید آنوقت حتی حاضر خواهید بود از سرمایه ی آمریکا برای گسترش امنیت جهانی خرج کنید و با کمک به آزادیخواهان ایرانی ، خاورمیانه و حتی جهان را از خطری بس مهیب رهایی دهید
امیدوارم که شما هم بخاطر منافع خود فرهنگ دستمال بدست آخوندها و طرفدارانشان را فرا نگیرید
دکتر آزادی از مبارزان درون کشور ایران    
 

 

پیام شاهزاده رضا پهلوی  

 بمناسبت سالگرد سی امین سال تولد مصیبت بارترین حکومت تاریخ ایران 

 

 

 

 

 http://www.mobarezin.de/media/0.jpg

شاهنشاه آریامهر ( ایران پدر ) ن

 یاد بودی از شاهنشاه آریامهر ، بزرگ مرد تاریخ ایران    

 

 

نگارشی از جمشید آریا فر 

 

 

بیاد مردی که تمام دوران جوانی را که میتوانست همچون شاهان قبل از پهلوی از ان بهره های دیگری یابد ولی بخاطر عشقی که به ایران و ایرانی داشت همه را فداکرد و در مقابل همه شدائد و همه سوء قصدها ایستادگی کرد تا توانست یکبار دیگر نام ایران وایرانی را در پهنه گیتی بلند آوازه سازد
دولت جاوید یافت، هرکه نکو نام زیست /// کز عقبش ذکر خیر زنده کند نام را
هر ساله با فرارسیدن پنجم امرداد ماه ( روز عزای ملی و ملت واقعی ایران ) خاطرهَ مردی در نظر همگان ، بخصوص در مقابل مردم ایرانی که در درون مرزهای ایران با بدبختی و ناراحتی اعتیاد ( که دست آورد رژیم منحوس آخوندیسم می باشد ) و...... هزاران مسئله دیگر دست بگریبان هستند و نیز خاطره بسی بزرگتر اتحاد سرخ و سیاه و نابکاری یک عده مزدورو کینه توز وعده ای وطن فروش و گروهی از جهان وطنیها و در ضمن دروغگوئی و پشت هم اندازی فساد در رسانه های خبری و تبلیغات جهانی ( یعنی دشمنان این سرزمین اهورائی) که نمی توانستند
 هرگز رفاه حال و آسایش وپیشرفت کشوری چون ایران را ببینند سبب آن شد که این مملکت در آب وآتش و خون وخونریزی بسوزد، متجلی میشود
خاطره َ مردی را بیاد می آورد که هرگز بدون نام ایران وایرانی از خواب بر نمی خواست و یا بخواب نمیرفت
بسی هزار افسوس که خیلی دیر شده برای مردمی که برای دست یابی به سرابی بس فریبنده خانه و کاشانه خود را بر سر خود و خیلی از افراد بی گناه دیگر خراب کردند . همان عده و نیزگروه کثیری از بیگناه دیگری که هرگز در آن اختشاشهای خانمانسوز سهیم نبودند چنانکه گویند همیشه تر و خشک با هم میسوزند در مدت کوتاهی تاوان آن همه نمک نشناسی را بسرعت پس دادند و خود و چه بسا چند نسل آینده این کشور را محکوم به فنا ونیستی ونادرستی و اعتیاد، فحشا، خواری و حتی امکان تجزیه وهزاران مسئله دیگر کردند
روی سخن من با همان افرادی از ملت است که حتی نمی توانند در جواب فرزندانشان وقتی که از آنها میپرسند ( آخر چرا ) براحتی جواب بدهند وهمیشه مورد ملامت و سرزنش فرزندان خود قرار میگیرند و تنها جوابی که با سرافکندگی شنیده میشوداین است که میگویند ما را گول زدند ( وای بر ما که هر چه کردیم خودمان کردیم . وای بر ما که چه بروز خود آوردیم). ولی متاسفانه هنوز هم بی وطنانی پیر و خرفت هستند که دست از افکار پلید و قرون وسطی خود بر نداشته و هنوز هم فکر میکنند که یکه تاز میدان سیاست هستند وهمچنان بر پیکرهَ مام میهن ضربه وارد میسازند و هنوز که هنوز است از این رژیم توخالی آخوندیسمی ایران  بر باد ده و یا حتی بعضی مواقع از کمونیسم سخن میگویند که سالهاست در تمام دنیا در زباله دان تاریخ افکنده شده دفاع کرده و میخواهند با گفتارهای زیبا بار دیگر جوانان این مملکت را بفریبند . من نمی دانم کی میخواهد بفهمند و درک کنند که دیگر جای آنها نیست و باید از این همه دروغگوئی و وطن فروشی دست برداشته و میدان را خالی نمایند تا جوانان این مرزوبوم با خیال راحت به حقایق پی برده و در ساختن این سرزمین باستانی، که همیشه در زیر ضربات این دسیسه های وطن فروشان وهمکیشانشان در خارج و یا داخل و بیگانگان که گاهی مواقع تا لب پرتگاه نیستی رفته بود، بار دیگر بسازند
 پنجم امرداد سالروز مرگ زود رس ابر مردی ست که تاریخ ایران کمتر نظیر اورا بخود دیده است چه خوش گفت پیر دیر
عمر بسیار بباید پدر پیر فلک را ///  نا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
در اینجا بی مورد نیست که آمار کوچکی از کارهای انجام شده از پیشرفت های حاصله در مدت سی و هفت سال پادشاهی پر افتخار شاهنشاه آریامهر را از نظر شما جوانان امروز ایران که آینده ساز فردای ایران هستید بگذرانم گر چه هرچه نویسم مشتی است از خروارها
 زمانی که ناصر الدین قاجار بدست میرزا رضای کرمانی در شهر ری به قتل رسید ولیعهد آن زمان مظفرالدین میرزا برای انجام مراسم تشیع جنازه و امور تاجگذاری خود احتیاج به هفده هزار تومان پول داشت که در خزانه وجود نداشت و میبایستی از دول بیگانه قرض گرفته شود ولی دولت شاهنشاهی ایران در اواخر دوران شاهنشاه آریامهر مبلغی حدود دو میلیارد دلار به دولت انگلستان وام داده بود و حدود هفده میلیارد دلار در بانکهای آمریکا و حدود بیست میلیاردلار در شرکتهای آمریکائی و اروپائی سرمایه گذاری کرده بود
بر اثر اقدامات و تدابیر خردمندانه رضاشاه بزرگ و شاهنشاه آریمهر رشد اقتصادی و کشاورزی دولت ایران در بین سالهای ۱۹۷۴- ۱۹۷۸ به میزان چهار صد در صد افزایش پیدا کرده بود
 درآمد سرانه در ایران  در۱۹۶۳ فقط ۱۷۲ دلار بوده که این رقم در سالهای ۱۹۷۸ به ۲۵۴۰ دلار رسیده بود
طی سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳ فراورده های صنعتی ایران در امور ساختمانی ، سدسازی، آبیاری ، تولید نیروی برق که حدود ۱/۵۸ میلیارد دلار بود به ۲۴۱ میلیارد دلار رسید  
   ایران در سال ۱۹۶۲ دارای ۲۰۰ کارخانه و کارگاه بود، در حالی که در سال ۱۹۷۸ دارای ۱۵۵۰۰ کارخانه و کارگاه شده بود هزاران طرح دیگر در دست اقدام بود که بعدها بموقع اجرا گذارده شد و رزیم جمهوری اسلامی آنرا بحساب خود میگذارد و متاسفانه مقدار زیادی از آنرا هم یا پیشکش کردند ویا پولش را پس گرفته وبحسابهای بانکی خود در کشورهای خارجی مثل سوئیس و کانادا و دیگر کشورهای اروپائی و آمریکائی واریز کرده اند
 درآن زمان که جهان درآتش بیکاری میسوخت واین بزرگترین مشگل جهانی بود ایران حدود 2 میلیون کارگر ساده خارجی ( افغانی، پاکستانی، بنگلادشی، فیلیپینی، کره ای ) و هزاران کارگر متخصص و مهندسین ودکتر بیگانه را در خدمت گرفته بود
 میزان تولید برق در سال ۱۹۶۰ حدود ۶۸۹ میلیون کیلووات ساعت بود و در سال ۱۹۶۵ به مقدار ۱۴ میلیارد کیلووات ساعت رسیده بود
 تولید پارچه نخی د ربین سالهای ۱۹۵۵-۱۹۷۳ نه برابر شده و بمقدار ۴۹۵ میلیون متر رسیده بود
 تولید پارچه های پشمی در همین مدت از ۳/۱ میلیون متر به ۱۳ میلیون متر رسید
 تعداددانشجو ودانش آموز کشور که در سال ۱۹۶۴ یک میلیون ششصدهزارنفر بود در سالهای ۱۹۷۸ به ده میلیون افزایش یافته بود
 در سوم اسفندماه ۱۲۹۹ که سردار سپه(رضاشاه بزرگ) طی کودتای بدون خونرزیزی تهران را تصرف نمود در ایران فقط یک دبیرستان بنام دارلفنون وجود داشت در سال ۱۳۵۷ در زمانیکه شاهنشاه آریا مهر ایران را ترک نمودند، ایران دارای نه دانشگاه وسیصدوپنجاه دانشکده و مدرسه عالی بود
 در سال ۱۹۷۸ حدود یکصدهزار دانشجو در کشورهای خارجی در حال تحصیل بودند که ازبورس و وامهای تحصیلی که از طرف بنیادپهلوی تامین میشد استفاده میکردند 
  تغذیه رایگان برای همه دانش آموزان در سراسر کشورکه بودجه آن مستقیما از طرف سازمان خیریه خدمات اجتماعی شاهنشاهی ایران تامین میشد
 تعلیمات اجباری دوره دبستان و پخش رایگان کتاب و وسایل لازم جهت فراگیری دانش آموزان نوجوان از منابع درآمد سازمان خدمات خیریه اجتماعی شاهنشاهی ایران
تقسیم املاک سلطنتی بین رعایای واجد شرایط و جنبش تقسیم اراضی ( در لایحه انقلاب سفید بین شاه و ملت
 طرح سپاه دانش
 طرح سپاه بهداشتران
 طرح سپاه ترویج و آبادانی
 و بالاخره اصل و طرح قانون حمایت از خانه و خانواده
پس از سالیان در از اولین بار تحت رهبری رضاشاه بزرگ و بعد از آن در اثر پیگیری محمدرضاشاه آریامهر بود که زن به آزادی کامل خود رسید و از زیر چادر و روبنده حجاب اسلامی بیرون آورده شد و حتی به آنها حق رای داده شد در صورتی که در قوانین اسلامی و غیره بآنها نسوان میگفتند و یا آنها را با مهجورین و دیوانگان مقایسه میکردند ، قبل از آن زن فقط در جامعه بصورت یک متاع و حق شخصی مرد وخانواده بود و فقط باو بصورت ماشین جوجه کشی نگاه کرده میشد و از برکت این زمان بود که توانست در جامعه امروزی سر بلند نماید و حتی توانسته بود در
کلیه امور اداری وسیاسی ، و اجتماعی بدرجات بالا وحتی در ارتش بدرجه تیمساری و در شئون دولتی بدرجه وزارت برسد
 در همین زمان تاسیسات ذوب آهن ، تاسیسات نفتی که در زمان مصدق السلطنه بطور کلی از بین رفته بود بار دیگرنه تنها برونق قبلی خود باز گشت بلکه بجهت احتیاجات زمانی تاسیسات متعددی بآن اضافه شد، افتاد تاسسیات پتروشمی ، تاسیسات صنایع تراکتورسازی، کارخانجات هواپیماو هلیکپتر ساز، صنایع نظامی، مس سرچشمه، صنایع اتمی بوشهر، صنایع مونتاژ اتومبیل سازی، کارخانجات لوله سازی و هزاران کارگاه های یخجال ، کولر، شوفاژ، بخاری، تلویزیون، کفش و غیره بود که نه تنها تمامی احتیاجات کشور را جواب گو بود بلکه مقداری هم بکشورهای خارجی صادر میشد و این خود سبب کینه توزی ابر قدرتها و کارتلهای صنعتی جهان که همه چیز را فقط از آن خود و ملت خود میدانند ( که ای کاش ما هم کمی از آنها یاد میگرفتیم ) همچون انگلیس، آمریکا، آلمان و حتی دولت ژاپن با ایران شده بود. همین موارد بود که ایران داشت تمامی بازار صنایع آنها را در خاور میانه از دستشان میگرفت و وضیعیت اقتصادی آنها را بخطر میانداخت بطوریکه در تمام بازارهای خاورمیانه و حتی در بازارهای اروپائی با وسائل صنعتی آنها از لحاظ استحکام و زیبائی رقابت کرده و اگر بهتر نبود بطور حتم برابر میکرد . بوجود آوردن اوپک و کنترل میزان نفت جهان و بالا بردن قیمت نفت که بزرگترین اساس اقتصادی جهان سوم و
 کشورهای تولید کننده بود سبب ترسی بزرگ در میان کشورهای تراز اول جهان گردید، بنا بر این می بایستی هر چه زود تر جلو این موضوع مهم گرفته شود وآن هم از طریقی که مردم پسند باشد .بخاطر همین موضوع همه دستگاه ها و رسانه های عمومی در سراسر جهان از بی بی سی گرفته تا مزدورانشان در ایران و سایر نقاط گیتی بکار افتادند. و در ضمن از موضوع تعصبات مذهبی مردم بوسیله آخوندهااین عمامه بسران دست نشانده دولتهای انگلستان وامپریالیستی جهانخوار که کشته و مرده قدرت بودند و نیز از ساده لوحی بعضی ازمردم زودباور ایران استفاده
 شد و با دروغ و نیرنگ نظریات خود را با عوام فریبی به گروهی از مردم ایران

 قبولاندند پس از آن بود که ندائی سر داده شد که( شاه باید برود ) وبدین ترتیب این بزرگ یعنی بزرگترین سد موجود درراه بهم ریختن وضعیت ایران از میان برداشته شد .البته نباید از تنها گناه شاهنشاه آریامهر گذشت ( البته اگر بتوان آنرا گناه نام داد ) وآن هم عشق بیش ازحد او به ایران و ایرانی بود . زیرا او همیشه آرزوی دروازه های تمدن بزرگ ایران را در افکارش پایه گذار میکرد بهمین خاطر او سعی بر آن داشت آرزوهایش را برای ایران و ایرانی که در مدتی کوتاه که یک انسان می تواند عمر نماید همه چیزبرای ملتش مهیا سازد ولی بیخبر از آنجا که در میان همین ملت افراد نابکار
زیاد بودند که از این پیشرفتها خوشحال نبوده و ستونهای حکومت و حکمرانی خود را در خطر میدیدند - همچون دستار بسران تازی صفت قرون وسطی
حال ما هستیم که باید کلاه خود را قاضی کنیم و روح ایران دوست او را بکمک بخواهیم و دست از دودستگی و دو دوزگی برداشته و در راه ایرانی آزاد با رهبری شاهنشاه جوان ایران زمین رضاشاه دوم دست در دست یکدیگر نهاده و آخرین خواسته آن ابر مرد تاریخ ایران را لباس عمل بپوشانیم . به امید همبستگی کامل ملت ایران چه در برون مرزی و چه درون مرزی
پاینده ایران

http://setad.org/


  

کراک :  هديه سی سالگی انقلاب اسلامی به جوانان

خبرگزاری حکومتی مهر: در حالی که کراک در جامعه به سرعت در حال پیشروی و قربانی گرفتن است جای تامل و درنگ است که چرا این ماده خطرناک اینقدر ارزان و آسان به دست مصرف کننده می رسد

کراک اصل نوعی از مواد مخدر از الکالوئیدهای دسته کوکائین است. موادی که با نام کراک در ایران  توزیع می شود هروئین غلیظ شده است و در برخی موارد نیز از ضایعاتی که نمی توان از آن هروئین خالص بدست آورد تولید می شود . این کراک یکی از قویترین مواد مخدر محسوب شده و به شدت اعتیاد ایجاد می کند به طوری که طی یکماه اول مصرف دائم از آن مقدار مصرف به 3 یا 4 برابر روز اول مصرف رسیده و تعداد دفعات مصرف روزانه به 10 بار در روز (تقریبا هر 2 ساعت یکبار) می رسد 

کراک شدیدا فرد مصرف کننده را دچار خواب آلودگی یا به اصطلاح خودمانی «چرت» می کند. مصرف مداوم این ماده مخدر در کوتاه مدت اثرات مخرب جبران ناپذیری در بدن فرد مصرف کننده اعم از عفونت اجزای داخلی بدن، پوسیدگی دندانها، سرطان حنجره و ریه، نابودی ریه و کبد ایجاد می کند. به طور کلی تمام اجزائی که در تماس مستقیم با دود کراک هستند ذره ذره نابود شده و می پوسند

بررسیها نشان می دهد مصرف کنندگانی که طولانی مدت از این مواد استفاده می کنند میزان عفونت بدنشان به قدری است که اجزای بدن از هم جدا می شوند و گوشت زیر پوست دچار عفونت شده و به اصطلاح کرم می گذارد  

* 

   مبارزین ایران: چرا مشخص است!ن  

 

 

نتیجه حاکمیت مشُتی غیر ایرانی جنایت پیشه و اشغالگر است که پیوسته از وجود جوانان - خانواده ها و اجتماعات سالم  در وحشت اند   

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه اشغال ایران ، توسط حکومت جمهوری ملایان

میلیونها تن کشته و معلول ، هزاران زندانی سیاسی ، 30 ميليون فقير ، 17 ميليون بيكار ، 18 ميليون معتاد ، 2 میلیون زن و دختر تن فروش ؛ 15 ميليون بيمار روانى ، 3 میلیون كودك كارگر ، 1 میلیون کودک خیابانی ، 2.5 ميليون محروم از تحصيل ، 15 ميليون بيسواد ، 6 میلیون آواره و 220 هزار نابغه فرارى با 35 تريليون و200 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها ، 800 هزار تصادف در سال ، 85 هزار بيمار ايدزی ، سن بزهکاری زير 10 سال ، کف سنی فحشا 11 سال و کف سنی اعتیاد  ده سال ،  افزایش طلاق ، ناکامی یک سوم ازدواجها ، افزایش حاشیه نشینی و بسیاری معضلات دیگر 

 

نسل جوان ایران  رو به نابودی است

بر اساس گزارش انجمن روانپزشکان ايران ، ۲۵درصد جمعيت کشور مبتلا به اختلالات رواني شده‌اند. اختلالات روانی در گروه سني ۱۵تا ۲۵سال رو به افزايش بوده و بسيار خطرناک است

اکنون از هر چهار شهروند ایرانی یکی دچار اختلالات روانی شده است

به گفته کارشناسان مسائل اجتماعی ، فقر فزاینده ، بیکاری گسترده و فشارهای بی رویه اجتماعی از سوی حاکمیت که

 این روزها جامعه ایرانی دست به گریبان آن است از جمله اصلی ترین دلایل افزایش تعداد مبتلایان به بیماری های روانی در کشور محسوب می شود   

***   

 

 

 

استقلال - آزادی - حکومت با رأی ملّت!ن

 

 

 

سال 1388 ، سال سقوط و فروپاشی جمهوری اسلامی است